سايه

عکس از من.متن از تو.

نگاه کن و نگاهت را برایم بنویس.

Sombras

سالهایی که گذشت،روزهایی که رفتند.

روزهای طوفانی،دروغ های شیرین.اشکها و لبخند ها...

بر روح و جان چه کسانی اثر گداشتند؟رد پایشان را تا کجا برده‌اند؟

نمیدونم که میتونی آهنگی را که از بلاگ پخش میشود،بشنوی یا نه.میگه

مرا ببوس،مرا ببوس، بارها

آنچنان که گویی آخرین فرصت ما باشد.

مرا ببوس،مرا ببوس،بارها

که میترسم ،میترسم از اینکه ترا از دست بدهم.

میخوام که ترا نزدیک خودم داشته باشم ، در چشمایت بنگرم و در کنارت بمانم

/ 45 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

سلام زيتا خانوم پست های شما متنوع هست. و خود من هم حقيقتا از موضوعات صرفا هپروتی خوشم نمياد.حالا من یه چیزی گفتم. موفق باشيد و شاد. همسرتون هم با وجود بانوی ارديبهشتی دلپاکی مثل شما خوشبخته. ارديبهشتی اش نکته اش بود. مگه نه؟

هات

مثه هميشه که وبلاگت ناز هست به منم سر بزن

کدخدا

صب بخير مثه هميشه جمه شد و نميدونم الان صبونه بخورم يا ناهار

ايران زمين

فریدا

این عکس همونی رو میگه که من هر وقت می گمش مامانم چپ چپ نگام می کنه . . . این که مامان بزرگه 65 ساله م دلش سی ساله ست و از یک ازدواج خیلی هم استقبال می کنه . . . اما همه میگن این چه حرفیه !!!!! اون هم ماجرای سفر خودم بود عزیزم . . . چرا فکر کردی که نیست؟

فریدا

راستی تو فیلم رویای آریزونا می خونن . . . besame . . . besame que tengo miedo pederte despues من برای یکی این رو نوشتم . . . البته از دست هم دادمش . . . این همون آهنگه ؟. . . چون نتونستم بشنوم از وبلاگت . . .

هرمز مميزي

سلام عکس زيبائی است ! تجسم جوانی در دوران پيری !