خرده معلومات

آيا شما ميدانستيد که کسی ممکن است صورتش فلج شود؟يعنی کنترول يک طرف از صورتش را از دست بدهد؟مثلن نتواند چشم چپش را ببندد٫سوت بزند٫ لبش را غنچه کند؟حالا برای چه ميخاهد لبش را غنچه کند بماند.درست مثل کسی که سکته مغزی کرده باشد ولی تنها در ناحيه صورت دچار مشکل ميشود.اول اين توضيح را دادم که نترسيد و بعد بتوانم بگويم که من هفته پيش دچار فلج صورت شدم.اگرچه نميتوانيد مرا ببينيد پس نخاهيد ترسيد٫اما من آنروز صبح که از خواب بيدار شدم و خودم را در آيينه ديدم از خودم ترسيدم!نميتوانستم کف خمير دندان را از دهانم خارج کنم و يا موقع شستن صورت که معمولن چشمها را ميبنديم٫يک چشمم باز ميماند.در يک آن با اينکه از بيدار بودن خودم اطمينان داشتم٫احمقانه از آيينه پرسيدم که آيا خواب ميبينم؟! هرگز زيبا بودن مهمترين هدفم در زندگی نبوده و آرايش کردن را دوست ندارم٫اما اگر نتوانی لبت را غنچه کنی٫آخه به چه دردی ميخوری!؟چند دقيقه ای به آيينه خيره شدم و سعی کردم لپم را باد کنم سوت بزنم يک شمع خيالی را خاموش کنم يا چشمک بزنم٫اما بيفايده بود٫طرف چپ صورتم کاملن ياغی شده بود و از من اطاعت نميکرد٫دو دستگی آنهم در يک وجب صورت؟چه پر رو؟تازه آنهم هنگام خواب٫روز تعطيل٫بگو کودتا!.بنابراين اول خودم تشخيص سکته ناقص دلقکی را روی خودم گذاشتم و رفتم اورژانس٫تا ببينم دکتر ها چه ميگويند.خدا رحم کرد که ليسانس روانشناسی دارم و مرتب خودم دلداری ميدادم.اما خوب خرده معلومات هم مثل خرده پول و خرده حساب باعث درد سره٫و فکر ميکردم بزودی بقيه طرف چپم از کار خاهد افتاد و من در عنفوان جوانی؟ بايد از لذت نوشيدن آب با بطری يا کوکا کولا با قوطی چشم بپوشم.خلاصه کنم٫پس از يک چک آپ کامل٫از دکتر پذيرفتم که اينطور نيست.چون دکتر ميگفت که در ۸۵٪ از موارد يک ويروس باعث فلج صورت ميشود و پس از يک هفته خوب ميشوی و من خرده معلوماتم را برخش ميکشيدم و اصرار ميکردم که نه اين اول يک سکته مغزی است.به هر حال پس از کلی اسکن و نوار و آزمايش٫رضايت دادم که سکته نکرده ام(فعلن)و برگشتم خونه.و چند روزی از اين صفحه جادويی دور بودم البته دلم تاب دوريش را ندارد٫ولی ديدن دنيا با يک چشم؟از من ميشنويد قدر چشمهاتون را بدانيد و پس از خاندن اين متن و البته احوالپرسی از من برويد چند قدمی راه برويد٫يک فنجان چای بنوشيد٫سيگاری روشن کنيد...ولی زود برگرديد.چون تاب دوری از شما را هم ندارم.

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيما

سلام. خدا بد نده! جدی می گيد... خيلی سخته ! اما من از روحيه عالی که اينطور زيبا بيان کرديد خوشحال شدم. انشالله سلامتی خودتون رو پيدا کنين.

صنم

سلام عزيز/ يه دنيا از محبتت ممنونم/ وخدا را هم شكر مي كنم كه مريضيت تا حدي نبود كه يه عمراذيت بشي وانشالله هرچه زودتر خوب مي شي/ منم يادم مي ياد كه وقتي پسرعموم رضا شش ساله بود همينطور شد همه داشتيم ازتعجب شاخ در مي اورديم / مگه مي شد يه پسرشش ساله وقتي از خواب بيدار مي شه نصف صورتش فلج شده باشه ولي خدا را هزارمرتبه شكر اونم يكي دوهفته بيشار طول نكشيد والان شاخ وشمشاد كلاس دوم راهنمايي است وبابا چه هيكلي هم تركونده/ اصلا نگران نباش/ خوبه خودت ماشالله براي خودت يه پا ليسانس روانشناسي داري ونبايد نگران چيزي باشي/ فكر كنم زياد حرف زدم مگه نه؟ / اي بابا ببخشيد شرمنده/ فقط خواستم بگم اصلا نگران نباش/ انشالله همه چيز درست مي شه ومثل هميشه خوشگل وعشوه گرمي توني براي مامان وبابا ناز كني وچشم وچهار غمزه بياي تا نازتو بخرند/موفق وپيروز باشي در پناه اون خوشگلي كه اون بالا نشسته وناظر رفتار ماست/باباي نازنين

صنم

به روياي پرنده ها راه مان نمي دهند/ همين مختصركه تودرمن اوج مي گيري و / من از كف دستانت /جرعه اي مي نوشم/ بس مان است/ دنيا/ از رنج ما چه عايدش مي شود؟!/ نيمه شبي از اين شب هاي بي چراغ/ دل هامان را برشاخه مي آويزيم/تاباد/غم هايش راببرد/ به روياي پرنده هاكاري نداشته باش/ فعلا/ دنبال چند واژه ي روشن باش/ وجرعه اي كه از كف دستانت مي نوشم/ به دنيا هم، لازم نيست چيزي بگوييم/ او مي تواند روي مهرباني وبخشش ما/ حساب كند

صنم

پروانه /رنگ بالهايش رااز ياد برده است/ پرنده/ آوازش رابه ياد نمي آورد/ دعا كنيد/ سطرهاي عاشقانه/ از يادمان نرود/

هرمز ممیزی

شکر خدا که مشکل جدی نبود و حل شد دعا کن مشکل منهم حل بشه قربانت

payman

برايت دعا ميکنيم برای جناب مميزی هم همينطور . از حال کنونيت با خبرمان کنی ! خوشحال ميشويم

bahar

سلام .جالب مينويسيد.حالا که حالتون بهتره؟اميدوارم بهتر بشويد.سبز باشيد.

riba

سلام . زیتا جان. همان طوری که گفتید...پس از خواندن متن چند قدم راه رفتم...بعد یه سیگار روشن کردم... بعد چای نوشیدم ... حالا هم اومدم احوالپرسی... حالت خوبه؟ من که حسابی سرما خوردم... ویه هفته تو خونه افتادم. ولی این بیماری از یه جهت برام خوب بود. تونستم به خیلی از وبلاگها سر بزنم و اشنا شم.من جمله شما. خوشحال می شم به من سر بزنی.

babak

سلام .چند روز قبل اومدم و اينجا برا تون نوشتم ولی فرستاده نشد و ازهمون گير های هر چنوقت پرشين.اما با اين توصيفی که شما می کنيد .يک سری از ويروسها با فلج عصب فاسيال که عصب دهی صورت رو بر عهدا دارن باعث اين می شوند . از درمانهايش اسيکلوير است . البته اگه برايم بنويسيد که چه دارويی به شما دادند ممنون می شوم. راستی اگر يک پلکتان هم بسته نمی شه بلز پالسی در تشخيص افتراقی است. اصلا نگرانی ندارد . شاد باشيد و به زيبايی هميشگيتان بر می گرديد.

mehrabanbaradar

درود بر تو /خدا بد نده گر چه بد ديدی / ايدوارم که بهتر باشی الان / آخ گفتی سيگار و بعدش چايی دلم رو کردی کباب چون تو خونه که نمی تونم بعدش هم تو پادگان بفهمند بازداشتی دارم / با این حرفا کبابم نکنید / حق نگهدارت