گرسنگی تشريفاتی

ماه رمضان هست و ماه پرهيز.

اما بيشتر ما مردم مسلمان،تنها کاری که ميکنيم،پرهيز از خوردن هست،آنهم در ساعات بين طلوع و غروب آفتاب و بعد هم زياده روی در خوردن غداهايی خوشمزه تر و بهتر و بيشتر.

البته خوردن کم يا زياد،چيزی کاملن خصوصی هست و فکر ميکنم،دست کم در اين يک مورد،بايد آزادی داشته باشيم.

هر بار در ماه رمضان،برايم اين سوال پيش مياد که فلسفه روزه داری در چيست؟

۱-آشنايی با حال و روز گرسنگان؟

بنابراين روزه برای فقرا  نبايد واجب باشد

برای آنهايی که واقعن و صادقانه،تمام روزهای سال،به فکر گرسنگان هستند و در حد توان خود به آنها کمک ميکنند چطور؟ (البته اگر فرض کنيم که همه روزه داران،براستی در ماه رمضان کمتر ميخوريم و آن چيری را که پس انداز کرده ايم،بين فقرا تقسيم ميکنيم که ميدانيم اينطور نيست،وگرنه قرنها پيش،مساله گرسنگی در تمام کره زمين حل ميشد)

۲-بخاطر سلامت جسمی و اينکه بدن ما نياز به يک ماه استراحت و کم کاری دارد؟(که اين خود جای بحث دارد)

پس،افرادی مانند من که هميشه در رژيم هستيم و کالری ها را ميشماريم،از روزه گرفتن معاف هستيم؟ 35.gif

۳ـتزکيه نفس و عادت به زندگی دشوار؟

پس چرا نبايد در برابر فرد روزه دار،غذا خورد و تظاهر به روزه خواری ممنوع هست و و مجازات شلاق دارد؟

من اطلاعات فنی و تکنيکی وفقهی زيادی در اين مورد ندارم،بجز همان خوانده و شنيده هايی که اکثريت مردم دارند(چون از خواص دين نيستم) اما فکر ميکنم که کم خوردن يا پرخوری،کمک به ديگران،راز ونياز با خدا، تزکيه نفس و تمرين برای زندگی در روزهای نداری و مشکلات، چيزهايی هستند، کاملن شخصی و انفرادی و نبايد اجباری در اين مورد باشد.

نه تنبهی برای روزه‌خوران و نه تشويقی برای روزه‌داران.مگر به گرسنگان واقعی دنيا مدال ميدهيم که برای گرسنگی تشريفاتی انتطار پاداش داشته باشيم؟!

پ.ن

«عبدالله گل» رئیس جمهور اسلامگرای تركیه در نخستین روز از ماه مبارك رمضان و در مقابل خبرنگاران و دوربین عكاسان و فیلمبرداران اقدام به خوردن آب كرد.
 
رئیس جمهور تركیه هنگام بازدید از استان جنوب شرقی كشورش « سیرت » بدون اینكه متوجه روزه دار بودن خود شود یك لیوان آب سر كشید اما وقتی با پرسش خبرنگاران روبرو شد كه « مگر روزه نیستی جناب رئیس » به شدت خشمگین شد و میزبانان را به دلیل قرار دادن لیوان آب در مقابل وی مورد خشم قرار داد. اينهم لينک خبر

http://www.tiknews.net/display/?ID=44520&page=1

آقای گل عصبانی نشويد.شما تازه وارد هستيد،کم کم ياد ميگيريد.01.gif

/ 32 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هرروز

سلام. اينکه تظاهر به روزه خواری ممنوعه دلايل روشنی داره. حالا شرعی اشو هم که بی خيال شيم از نظر عرفی و اخلاقی درست نيست. اولا يه مشکل بزرگ ما اينه که به زور می خوايم به خودمون بقبولونيم داريم تو يه کشور آزاد زندگی می کنيم. کشور ما متاسفانه يا خوشبختانه کشور آزادی نيست لااقل نه به معنای عمومی اش. جمهوری اسلاميه و همه ی قوانين هم از اسمش سرچشمه می گيره. اما حالا فکر کن يه جايی خارج از اين جمهوری زندگی می کنی و هيچ کس هم جريمه ات نمی کنه. خود من يه روز ماه رمضون مريض بودم و اصلا نمی تونستم روزه بگيرم و برای کار خاصی بيرون رفته بودم. تو اتوبوس به خيال اينکه ديگه مشکلی نيست و اينجا کسی مسلمون نيست داشتم يه چيزی می خوردم يه دفعه سر اتوبوس چشمم افتاد به يه زنه عرب محجبه که از اون ته داشت چپ چپ نيگام می کرد اينقدر خجالت کشيدم که می خواستم بميرم. خودت فکر کن روزه باشی و کسی جلوت غذا بخوره... يا داری از تشنگی هلاک می شی و کشی جلوت آب پرتقال يخ بخوره (اینو هم شخصا تجربه کرده ام) آدم می خواد بميره از تشنگی...

هرروز

دين ما هيچ دستوری رو دور از عرف و اخلاق عمومی نداره و اصلا يکی از پايه هاش که امر به معروفه به معنای فرمان به آن چيزيه که عرف اجتماعه. مردم ما هم خودشون اين عرف رو ساختن و خراب کردن و نو سازيه اخلاق اجتماعی و آدابش چيزی به اندازه ی يه انقلاب طول می کشه. به هرحال روزه خواری در ملا عام که اکثريت روزه اند دور از ادبه...

هرروز

بعد از همه ی اين قصه ها به روزم

علی

خانم جان / به روزه نیست / به عقله!

فاطمه

سلام فضيلتی که درش اجبار باشه شايد گاهی تبديل به خودنمايی تبديل بشه و گاهی به تسليم. اينکه منتظر باشيم کسی برامون دست بزنه. ولی خوب اگر اون مورد کمک به گرسنه ها رو حذف بکنيم که اصلا غير منطقی و شعاری و پز مابانه ااست . اعتقاد به داشتن روزه. و اعتقاد صادق شايد وجودمون رو ارام کنه. و نزديک به انرژی های بهتر . نميدونم هميشه فکر يکنم ايمان خيلی اوقات باعثیه جور تکیه گاه روانی هست. برای همينه که حسابم رو خيلی وقته از اجبار جدا کردم.

فاطمه

ولی عجی سوتی داد اين اقای گل .

فاطمه

نه خير تا سه نشه بازی نشه اشتباه تايپی من رو ببخشيد. عجيب نه عجی

داديار۲۰۰۰

واقعاء خيلی ۳ شد عجی نه عجب

داديار۲۰۰۰

بقول حافظ ما زآغاز وز انجام جهان بيخبريم اول و آخر اين کهنه کتاب افتاده است