ام اس و خانواده

بسیاری از بیماران مبتلا به ام اس در مورد اطلاع دادن بیماریشان به افراد خانواده دچار شک و تردید میشوند و نمیدانند که آیا آنرا باید با خانواده خود در میان بگدارند یا نه.
البته این موضوعی کاملن شخصی است و بیماز حق دارد که این موضوع را با دیگران در میان بگذارد یا نه. اما شاید بد نباشد که موضوع را کمی بررسی کنیم.
-فامیل:معمولن حرف زدن با دیگران در باره مشکلات باعث آرامش میشود و گویی باری را از دوش خودمان برمیداریم،اما باید توجه داشت که ممکن است از نظر روحی باعث گیجی و ناراحتی شدید آنها بشویم.چه با این بیماری آشنا باشند یا نه.بهتر است بطور مختصر خود بیماری را برایشان شرح داده و برای اینکار میتوان اهم مطالب را بر روی کاغذی نوشته و در اختیار آنها قرار داد که آنرا بیاد داشته باشند و بیمار را در آینده با پرسش های تکراری خسته نکنند.
بچه های کوچک:شاید لازم نباشد که این موضوع را با بچه های کوچک در میان بگداریم اما آنها حس میکنند که چیزی تغییر کرده و باید به پرسش هایشان پاسخ داد بدون اینکه زیاد وارد جزئیات بشویم.همینطور باید آنها را برای تفییرات احتمالی در آینده آماده کنیم
نوجوانان:بچه های بزرگتر و نوجوانان را باید در جریان گذاشت.البته باید تاکتیک بهتر و پیش بینی شده ای داشت.ممکن است بنظر بیاید که نگران نیستند و حتی برایشان مهم  نیست.اما آنها دوست دارند که مانند بزرگان با آنها رفتار شود و اگر آنها را در جریان مسایل خانوادگی قرار ندهیم احساسات شان را جریحه دار میکنیم و ممکن است که بطرز عجیبی رفتار کنند.باید بدانند که شما بسیار مایل هستید که در این باره با آنها حرف بزنید.و هر زمان که لازم بود با انها حرف خواهید زد تا بتوانند مسولیت خودشان را در برابر بیماری شما و نقشی را که در خانواده باید داشته باشند بپذیزند.به هر حال مسکوت گداشتن مشکل و حرف نزدن در باره آن باعث نمیشود که فرزندان شما از نگرانی در امان بمانند.
پدر و مادر.حرف زدن در باره بیماریها با پدر و مادر شاید دشوار تر باشد،چون آنها احساس درد و نا امیدی بیشتری خواهند کرد و حتا ممکن است خود را گناهکار بدانند.مادران معمولن میخواهند نقش محافظ زا داشته باشند و گاهی اوضاع را برای شما و خودشان دشوار میکنند.اما با دادن اطلاعات ساده و ضروری میتوانید کمی از این نگرانی و نقش محافظت بیش از حد او پیشگیری کنید.

/ 33 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
كدخدا

به نظرم كه به هيچ كسي نبايد اطلاع داد به جز خونواده و بچه ها و نوجونا و پيرمردا [عینک]

كدخدا

زيتايي هيچي تو اين دنيا سلامتي نميشه [لبخند]

پت ومت

سلام عجب پس باید بگم اگه حالا مثلا ام اس گرفتم البته دور از جونم[نیشخند]من هنوز آرزو دارم[زبان][نیشخند][خنده]مرسی خسته نباشید[دست][دست][قلب][چشمک] شاد باشید[چشمک][گل]

هستی

فقط امیدوارم خدا به همه کسانی که یه جورائی با این بیماری در گیرند کمک کنه . خودشون هم که جای خود . ( چه حرف مهمی ) [نیشخند]

کدخدا

تو دعا کن بقیش مهم نیست [زبان]

کدخدا

مرسي بابت نيروي مثبتي كه برام فرستادي ولي خب نيروي مثبت تو با نيروي مثبت من قاطي شد و هر دو تاشون منفي شدن [خنده]

كدخدا

نمیشه یه اس هم کنار اون ام اس بزاری ؟ [نیشخند]

كدخدا

من خیلی وقته که میخوام یه موضوعی رو با تو در میون بزارم ولی موضوعه خودش نمیاد [تعجب] چه کارش کنم ؟ [زبان]

محسن میراسماعیلی

هو 121 بابا خیلی باحاله از این به فکر همه ما هستی خدا خیرت بده به امید بهبودی همه دوستان یا علی