یک خبر خوش

گاهی اتفاقی خوش هم در دنیا بوقوع می‌پیوندد

اینگرید بتان کورت آزاد شد.

آنهم طی یک عملیات غافلگیرانه که توسط دولت کلمبیا انجام شد. عملیاتی که من را یاد شاهکارهای اسرائیل می اندازد.( فرودگاه اوگاندا)
اینگرید که نامزد ریاست جمهوری کشورش بود، در سال 2002 توسط گروه فارک دزدیده شد و بیش از 6 سال در اسارت این گروه در جنگلهای کلمبیا زندگی کرد.او که بخاطر ازدواج با یک دیپلمات فرانسوی، تابعیت فرانسوی هم دارد، همیشه مورد توجه رهبران فرانسوی بود و بارها آزادی او را درخواست کردند، سعی کردند با فارک وارد گفتگو شوند و حتا یکبار دست به اقدامی نظامی، امنیتی زدند که ناموفق ماند.
کسانی که اینگرید را میشناسند و داستان زندگیش را میدانند، نیازی نیست که من در باره اش چیزی بنویسم و در چند خط نمیشود حق مطلب را در باره زنی که 6  سال رنج اسارت و دوری از خانواده و فرزندان کوچکش را تحمل کرده،ادا کرد.
ماجرای رهایی و مصاحبه اش بلافاصله پس از پیاده شدن از هلکوبتر را شاید دیده و شنیده باشید.بی شک  پس از شش و سال ونیم زندگی بدون یک مصاحب مناسب،میل و مطالب زیادی برای گفتن دارد.اما شاید مهمترین پیامش را در همان لحظات اولیه پس از آزادیش، به زبان آورده باشد. وقتی که گفت:


...دیدم که فرمانده زندان بانان که در چهار سال اخیر، مسوول اسارت ما بود و گاهی با ما زندانیان، بی اندازه بی ادب و خشن زفتار میکرد، بر خاک افتاده...
(آنگاه به نقطه نامعلومی نگاه میکند و ادامه میدهد) خوشحال نشدم...


 آری، آری.حتا خشن ترین و بی رحم  ترین زندان بانان جهان هم روزی بر خاک خواهند افتاد.
خانم اینگرید بتان کورت، صمیمانه و شادمانه، پایان دوره اسارت شما را به خانواده تان، به عزیزانتان، به خودم و به همه بشریت، شادباش میگویم. و آرزو میکنم که همه بیگناهانی که در اسارت و در بند هستند، روزی مانند شما،  زندانبان خود را ، نه مرده، که بر خاک افتاده ببینند. چنین باد

/ 22 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کدخدا

دوستانی که دوست دارن این آهنگ دوست داشتنی رو بشنون در صورت دوس داشتن میتونن روی لینک دوست داشتنی ِ زير كليك كنن [زبان] http://www.freewebs.com/maaaam/Jeanette%20.mp3

کدخدا

تازه اول چل چلونته [بغل]

کدخدا

ممنون بابت توضيحاتت [چشمک]

هرمز ممیزی

سلام زیتا خانم چه خوب که امریکائیهای فلان فلان شده موفق نشدند آقای احمدی نژاد را بدزدند [شوخی]

قبله همایونی

داستان زندگی اش را نمی دانستیم اما لحظات زیبای آزادی اش را دیدیم و لذت بردیم.

سیدعباس سیدمحمدی تهران

سلام! ایشان را نمی شناختم ولی از خبری که دادید من هم که انسان هستم خوشحال شدم. ××× عبادی تبلیغ رقص کرده است! اتفاقاَ من اصلاَ رقص بلد نیستم و شب عروسی ی خودم هم به شکلی بسیار خنده دار رقصیدم تا هم اجابت امر کرده باشم و هم پول جمع کنم[خنده]

aminmoj

خبر آزادیشو تو روزنامه خوندم. یک پیروزی باسه دولت _موافق امریکای_ کلمبیا و یک امتیاز منفی باسه چاوز ِ مخالفِ هر دو دولت که بارها خواست آزادش کنه ولی نتونست.

کدخدا

یه خانوم خوب هیچ وقت آری رو زود نمیگه اول صبر میکنه که یه مدت بگذره بعد اری رو بگه [تعجب][نیشخند]

رضا

[لبخند][گل] با سلام خوبین؟ منهم گفتم اسپانیا میبره و کلی هم خوشحال شدم[لبخند] در مورد پست آخری هم باهات موافقم... سر فرصت مستمع صاحب سخن را ... شاد باشی