رييس دولت دلخواه

کاميلو خوزه سلا٫نوبل ادبيات سال ۱۹۸۹ ٫پس از پايان انتخابات نخست وزيری در سال ۱۹۹۳ ٫نامه ای به آقای ازنار مينويسد که در کتاب چهره ها و شخصيت هاـ ی ايشان٫که چند ماه پيش منتشر شده٫آمده است که ترجمه آن در زير تقديم ميشود.باشد که با سليقه٫ديگران هم آشنا شويم.

بايد جوان باشد٫اما نبايد رويا پرور باشد.جوانی نيرويی است که برای سياست ضروری است ولی رويا پروری را بايدپشت سر گذاشته باشد.بايد تا حدی خوش قيافه باشد٫اما لازم نيست که مانکن يا چيزی در آن حد باشد.بايد سخنران باشد اما حراف نباشد و مهمتر از آن نبايد از اين هنر برای دگرگونه نشان دادن نيت خود و يا طفره رفتن از پاسخگويی استفاده کند.بايد زبان رسمی کشور را بدون هرگونه لهجه و فرانسوی و انگليسی را با لهجه کمی بد ميهن پرستانه حرف بزند.نبايد هرگز رابطه اش با مردم و خيابان قطع شده باشد.نبايد به هيچ روی دنباله رو و مقلد چيزی يا کسی باشد.بايد معتقد به قانون اساسی باشد و هرگز بدنبال جمع کردن پول نباشد.سياستمداران بزرگ جهان و تاريخ٫دزدی نکردند٫چون ميدانستند که اين پول است که بدنبال قدرت است و نه برعکس.اگر چند سال پيش بود ميگفتم که بايد از بچگی با قاشق و چنگال نقره غذا خورده باشد ولی حالا لازم نيست چون امروزه قاشق و چنگالهای استيل ضد زنگ وجود دارد که خيلی شيک و زيبا و اوريژينال هستند.البته لازمست که در انتخابات برنده شود٫مسلم است.ولی بدون اينکه فراموش کند که انتخابات٫قدرت ميدهد٫بله.اين قدرت که يک حدودی دارد٫چه از نظر زمانی وچه ازنظر کيفی.ولی انتخابات اجبارن به شخص٫فرزانگی و دانايی٫نميدهد.يک نخست وزير لازم داريم و در جستجوی شخصی برای اينکار هستيم.دوست داشتم٫کسی که به اين تصوير نزديک است٫پيدا شود.

/ 26 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hesam

آن زمان که میفهمیم دیگر دیر شده و راهی نداریم...حتی نمیگرییم...همین و همین...

يوسف

زیتا جان ! حق با توست . من هم قبلا گفته بودم که منتظرم . منتظر تا ببیینم که کی نان فراوان ! می شه و جوان ها سر کار میرن و ازدواج می کنن ٫و زندانها ( تنها ) از مخالفین سیاسی خالی . آخه باید تو مملکت ما هم جایی باشه تا مجرمين و خلاف کارهای اجتماعی آب خنک بخورند . شاد باشی خانم .

غزال

زيتای عزيزم سلام...و به نظر من نه تنها رييس دولت دلخواه بايد به اين صورت انتخاب بشه که مردم هم بايد ((من))واقعی خودشونو انتخاب کنن...روح و جسم آدمی از هزاران وضعیتی که می تونسته((باشه))ساخته شده...اما تنها در یکی از این وضعیتها میان انتخاب کننده و انتخاب شونده سازگاری به وجود میاد...تنها وضعیتی که هرگز به اون دست پیدا نخواهیم کرد...مگر آنکه تمام احساسات و امکانات وجودی و رفتاری سطحی ای رو که از روی کنجکاوی..تعجب یا طمع سرسری شون میگیریم...دور بندازیم...حالا که کار تموم شد...البته نتيجه دلخواه من بود...راستی زيتا جان من احساس کردم که اسم اين آقا ((خوزه سيلوا))ست...اگر اشتباه می کنم که هيچی.

بابک

سلام .دوست جديد من.فکر کنم اين اتفاق در ايران هم افتاد.وبرندش مشخص شد.

خط خطی!

جانا اين طرف سخن از زبان ما می گويد!! ولی چه بگويم که ناگفتنم بهتر است. يوسف گم گشته باز می گردد به کنعان؟؟

حامد كشكول

سلام . منم به شما تبريک می گم انتخاب احمدی نژاد را . هر چند که قيافه ات به اين حرفا نمی خوره . خلاصه ما که پارتی مون جور شد . قبل از اينکه بيای ايران يه زنگی به من بزن تا سفارش کنم اعدامت نکنند . در ضمن چی کار تاريخ تولد اين بنده خدا داری . اگه قرار بود سرنوشت ايران را توی گوی ببينی حال و روزمون بهتر از اين بود . منتظر مطلب جديدت هم هستم

يوسف

سلام . امروز هم نتونستم اينجا يادداشت جديدي ببينم !

فرشته مهر

فکر ميکنم وبلاگت زياد خريدار نداشته باشه ههه هه

فرشته مهر

دوست عزيز و گرامی پيامی که در وبلاگ شما با نام من گذاشته شده کار يک مزاحم و مزدور ج.ا هست..! که مرتب با تهدید های بچه گانه من را تهدید به مرگ می کند. من از بابت ايجاد مزاحمت اين بيمار روانی که در وبلاگ من هم اقدام به گذاشتن پيام با نام من می کند از شما شديدآ عذر می خواهم خوشحال می شوم از این به بعد مهمان من باشید