اسپرانزا و رافايل

يکسال و نيم پيش درست در گرماگرم جنگ عراق و آمريکا٫انتخابات شهرداری در مادريد برگزار شد.که در طی آن پس از ماهها٫مبارزات سخت و شفاف٫ تمام برنامه های نامزد ها٫تا آخرين جزييات آن٫توسط ديگر رقبا٫مورد نقد قرار گرفت.بطوری که همه شهروندان مادريد و حومه ميدانستند که اگر٫کانديد حزب مردم( اسپرانزا٫ خانمی حدودن ۵۰ ساله) انتخاب شود٫مثلن مترو در چه جهتی٫ادامه خاهد يافت و يا اگر کانديد حزب سوسياليست(رافايل٫ آقايی ۳۶ ساله) انتخاب شود٫چند کيلومتر بزرگراه در چه جهاتی خاهد ساخت و اينکه هر کدام خيال دارند از چه محلی بودجه آنرا تامين کنند.از پيش بگم که خانم اسپرانزا از حزب مردم مورد علاقه من بود که اگرچه آرای بيشتری کسب کرده بود ولی به اکثريت کافی نرسيده بود.نفر دوم با تفاوت نسبتن زياد٫رافايل يعنی٫همان آقای جوان بود٫و از اينجا داستان ما شروع ميشود.چون رافايل با بقيه احزاب که بدليل٫حمايت حزب مردم از آمريکا٫رابطه خوبی با حزب حاکم به رهبری آقای ازنار نداشتند٫هماهنگ ميکنند و همه با هم ميتوانستند در مجموع٫ با تفاوت يک کرسی برنده شوند.اما درست در روز رای گيری سر ساعت ۹ صبح دو نفر از اعضای حزب سوسيال دمکراتها که بايد به رافايل رای ميدادند٫حضور پيدا نکردند.برنامه رای گيری بطور مستقيم از تلويزيون ملی پخش ميشد٫عضوی از حزب سوسيال٫درخواست ده دقيقه وقت ميکند تا آن دونفر که فکر ميکردند در ترافيک گير کرده اند برسند٫پس از نيم ساعت همه اعضا عصبی شده بودند و هيچکس نميدانست که موضوع از چه قرار است٫با تلفن همراه آن دو نفر(يک مرد و يک زن)تماس ميگيرند.همسران اين دونفر هم اظهار بی اطلاعی ميکنند که کجا هستند و پس از مدتی بحث و حدس و دعوا و نظر٫تصمیم ميگيرند تا پيدا شدن اين دو نفر و شنيدن توضيحات آنها٫جلسه را منحل کنند.روز بعد اين دو نفر در يک جلسه مطبوعاتی شرکت ميکنند و از حزب سوسيال استعفا ميدهند.بازار شايعات داغ داغ ميشود٫يکی ميگويد که حزب مردم اين دو عضو را خريده٫يکی ميگويد٫زمينداران و سرمايه داران بزرگ که نفع خود را در برنامه های اسپرانزا ميديده اند٫آنها را خريده اند و غيره و غيره.سرانجام٫دوباره از اول شروع ميکنند و سخنرانی و تبليغات و رای گيری انجام ميشود و اينبار خانم اسپرانزا رای کافی مياورد.با اينکه دوست ندارم پست طولانی بنويسم(اينبار مرا ببحشيد٫قول ميدهم تکرار نشود)ناچارم نتيجه گيری کنم که در همه انتخابات٫کم يا بيش٫زد وبند و تقلب وجود دارد.گول زدن مردم با عکس های زيباتر٫حرفهای قشنگ تر٫دروغ های بهتر و هزار چيز ديگر از شير مادر حلال تر ميشود.و در همه جای دنيا٫از واترگيت و ترور کندی ها در آمريکا گرفته تا مسموم کردن در اوکرايين٫برای بدست گرفتن قدرت٫همه کار ميکنند.آقای کروبی قهر ميکند٫آقای رفسنجانی گريه ميکند...اين دعوای قدرت بين از ما بهتران است و به ما ربطی ندارد.آنچه که به ما مردم عادی ربط دارد٫اينست که وقتی سوار اسب مراد ميشوند٫بفکر ما مردم باشند که از دسترنج ما است که روی فرش قرمز راه ميروند و بای بای ميکنند

/ 29 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خط خطی!

من از این کار دنیا در عجبم که هیچ! از کار خودمون در عجب ترم!! آخه بابا هر چیزی حدی داره!!!

نيما شبنامه نويس

با سلام/ مطلبتون جالب بود. با اینکه سعی می کنم برای کسی پیا کلیشه ای نذارم، ولی واقعا چیز دیگه ای به نظرم نمی یاد که بگم، غیر از اینکه از آپ شدنتان خبرم کنید.

يوسف

سلام . به دعای شما کم کم دارم از حال و هوای سياسی خارج می شم ! البته هنوز بدنبال اصلاحات هستم .. اما اينبار نمی دونيد که چی از اصلاحات گير من اومده ! .. شما بازم دعام کنيد .

هرمز ممیزی

سلام/ و اين آرزو همان چيزی است که معمولا فراموش ميشود!

علی

ممنون از پیام شیرینت / و متشکر از لینک به مطلبت در شرق / کار بسیار جالبی می کنی / متاسفم که برخی از جاهایی که باید خیلی جالب باشد را سانسور کرده اند.

حامد كشكول

سلام . زيتا خانم بهت برنخوره ها ولی اين قدر اسم خارجکی گذاشتی اولش که من هيچی نفهميدم . همش نوشتی خانم نميدونم چي چی با مترو کجا می ره اقای جوان خیلی خوبه!! دو نفر غيب شدند سه نفر برگشتند چهار نفر له شدند ما که هيچی نفهميديم . ولی هيچی هيچی که نه . اخرش را فهميدم چی شد . قضيه اقای هاشمی و کروبی را فهميدم . نوشته تو مثل اين می مونه که بری يه شهروند اسپانيايی گير بياری بهش بگی کروبی تو ايران قهر کرده هاشمی گريه کرده و لاريجانی را گرفتن احمدی نژاد داد زده و معين کچل کرده و ... . مطمئنا اگه چماق دستش نباشه ( اگه يوسف باشه حتما چماق داره ، واسه همين تو اسپانيا اول اسم طرف را بپرس اگه يوسف نبود بعد اين حرفها را بهش بگو ) کيف يا هر چی دستش هست را بهت تقديم می کنه .

aminmoj

داستان مرد مسيحی رو شنيدين زيتا خانوم؟

zita

mami sham key midi goshname dani

آفساید

منطقيه! یعنی بعدها هم اون دو تا چيزی نگفتن! رسانه ها تحت فشارشون نذاشتن؟ واقعا دموکراسی آرمان کامل نيست ولی هر چی هست بهتر از چيزيه که ما داريم! شايد هم قضیه ی مرغ همسايه غاز هسته! نمی دونم!‌اخيراْ شديداْ قات زدم!

zita

سلام.شما که ميدانيد چرا خانم رايس با ايران بد است؟اما اروپا هم دارد نان خودش را میپزد و آمريکا را هم سرگرم ميکند و معاملات چرب و چيلی با ايران می بندد.