سان فرمين

ديگر ميشود گفت که اين بلاگشهر٫طوفان را پشت سر گذاشته و خوشبختانه همه چيز به روال قبل از انتخابات برگشته.در آن روزها گاهی در شناخت دوستان قديمی٫دچار مشکل ميشدم.حالا که همه به روش قبلی برگشته اند٫من هم مانند آن روزهای پيش از طوفان٫در باره يکی از جشن های اسپانيا مينويسم٫نکند فکر ميکرديد که تمام شده بودند؟!به اطلاع ميرسانم که نه.و اين يکی را حتمن شما هم کم و بيش٫ميشناسيد.چون شايد معروفترين جشن در اسپانيا باشد و اين شهرت جهانی را مديون ارنست همينگوی است که در کتاب خورشيد هم طلوع ميکند٫از اين جشن و مراسم آن ميگويد.اين جشن در روز هفتم از ماه هفتم ميلادی٫يعنی جولای به مدت يک هفته برگزار ميشود و دراين يک هفته٫هر روز مردان شهر و توريست های بی کله٫سرتا پا سفيد میپوشند و دستمال قرمزی به گردن بسته و شش گاو را از محل نگهداری آنان تا ميدان گاو بازی که تنها ۸۰۰ متر فاصله دارد٫همراهی ميکنند.در اين مسير هشتصد متری٫ که گاهی بعلت ازدحام مردم و گيج شدن گاوها٫ده دقيقه طول ميکشد٫معلوم نيست که گاوها مردم را تعقيب ميکنند يا بر عکس.هر روز عصر هم٫معروفترين و بهترين گاو باز ها٫در ميدان گاو بازی با آنها ميجنگند و شب ها هم طبق معمول همه جشنها٫به رقص و پايکوبی میپردازند.اگر دوست داريد در اين جشن شرکت کنيد٫بايد زود چمدانتان را ببنديد و راه بيفتيد٫چون فردا هفت جولای است و اولين روز جشن.اين هم عکسی از جشن سان فرمين.

6258f10b5131a4f2i3.jpg

اين چند تا را هم از اينجا ببينيد.

/ 31 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
rasool

به من سر بزن

جهانگرد مسافر

سلام مطلب جالبی بود.مرسی اومدی سر زدی .موفق باشی. مطلب جدید دارم . بازهم بیا

mahshid

سلام سلام .چطوری دوست جونی ؟ اااا هنوز که پست قبل راستی يه سری به ما بزن شايد واست جالب بود

فرياد

ببخشيد اگه اين كامنت مزاحمتون هست...اين روزها و بهتر بگويم اين ساعات و لحظات "واسلاو هاول"ايران در حال دست و پنجه نرم كردن با مرگ است.باور كنيد حالم از خودم بهم مي خورد.چرا كاري نمي كنيم؟بگذاريم گنجي بميرد؟؟؟نمي دانم چه بايد كرد ، ولي هركاري و هر چيزي به ذهنتان مي رسد را فرياد بزنيد و بگوييد.كجايند آزادي خواهان؟؟؟چرا كسي يك راه عملي پيشنهاد نمي دهد؟ هيچ چيز با گذشت زمان آسان تر نمی شود ما خسته تر می شويم و تنهاتر و پذيرش چيزها آسان تر می شوند همين. تا خسته تر نشديم و تا خاتمي هست يه كاري كنيم.راستي چرا خاتمي كاري نمي كند؟اندك آبرويي كه در بين مردم برايش مانده را از دست ندهد.مگر خاتمي يادش رفته گنجي را؟شايد نمي داند كيست.آقاي ابطحي شما كه سنگ خاتمي را به سينه مي زنيد....شما به يادش بياوريد.باور كنيد خاتمي اين كار از عهده اش بر مي آيد.هر كاري را نتوانست انجام دهد اين يكي را مي تواند.آقاي خاتمي نام نيكي از خودتان به جاي بگذاريد. من پيشنهاد مي كنم كه هر چه سريعتر نامه اي تنظيم شود نسبت به خاتمي.يادش بياوريم سوگندي را كه براي حفظ جان و ناموس اين مردم خورده است.حتي اگر شده خواهش كنيم از خاتمي.آقاي خاتمي

مروارید عرفان

با سلام دوباره به زيتای عزيزم / خوشبختانه مراسم يکهفته گاو آزاری ديروز بپايان رسيد با تعداد زيادی مجروح وزخمی !!!

حامد کشکول

سلام . می گن نو که اومد به بازار کهنه می شه دل آزار . ديگه رفتی سراغ وبلاگهای نو و به ما سر نمی زنی . ما رو باش که می خواستيم تو رو ببريم خواستگاری خودمون . پاشو بيا ببين پسنده . اگه تو پسند کنی می ريم خواستگاری . بدو زيتا . اگه زود نريم خواستگاری پريده ها . بعد عمری يه دختر مطابق ميلم پيدا کردم . عکسش را گذاشتم توی وبلاگ . فقط زود باش که خواستگار خيلی داره .

يوسف

سلام . خوبین زیتا خانم ؟ من هم هر روز ميام تا ببينم که چه چيز جديدی می تونم اينجا ببينم ! می دونيد هفته ای که پشت سر گذاشتيم سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) بود . راستش از شما چه پنهان من منتظر بودم تا به اين بهانه به قلم شما مطالبی از منطقه ای مجاور کشور مسکونی اتون در پرتقال ( روستایی در لیسبون ) ببینم . آداب و مراسمی که هر ساله در ماه می بپاس مشاهدات هفتاد هزار نفر از ساکنین دهکده فاطیما در سال ۱۹۱۷ در آن منطقه برگزار می شود . با این حال گفتم شاید آن را موکول کرده باشین برای همان ماه می . البته شاید این تقاضایی زياده باشد . اما از آنجايی که می بينم شما از آداب و مراسم آن سرزمين می نويسيد گفتم شايد بد نباشد اين يادآوری را داشته باشم . ممنون .

حامد کشکول

می گم اين يوسف هم کم الکی نيست ها . ببين از چه چيزهايی با خبره .

حامد کشکول

ببخشيد سلام يادم رفت . يه لحظه هول شدم . تازه رفتم وبلاگ علی روحانی و از شما تعريف کردم . به سارا خانم سلام برسونيد . تقصيره خودتونه ديگه . من که گفتم بيا بريم خواستگاريم . اين خانمه که عکسش توی وبلاگم هست خواستگار زياد داره . شما نيومدی تا بالاخره ازدواج کرد و رفت سر خونه و زندگيش