نگاهی از دور

لوبینا و آقای احمدی نزاد
نویسنده : زیتا - ساعت ٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٦
 

هشام یکی از 5 فروشنده، ماهی فروشی نزدیک خونه ما هست. من مانند همه شمالی ها، از قبل فرهنگ ماهی خوری داشتم. اما در اینجا این فرهنگ خیلی غنی تر شده. در اسپانیا تنوع ماهی خیلی زیاد هست و بنظر من بیشتر آنها خوشمزه هستند.
شاید یک روز در باره انواع ماهی ها در اسپانیا،برایتان بنویسم.اما امروز فعلن با ماهی لوبینا آشنا بشید که به گفته و رای ایرانیها، چه از نظر ظاهر و بیشتر از نظر مزه، شبیه به ماهی سفید خودمان هست.البته به گرانی ماهی سفید نیستند.
من برای راحتی کار، همیشه آنرا درسته  با مخلفات در فر میگذارم تا بتوانم بقیه کارها را با خیال راحت انجام بدهم.
امروز نوبت من به هشام افتاد که مراکشی هست و از طرفداران آتشین آقای احمدی نزاد . اینجا ماهی را مانند گوشت و مرغ، هر جور که دوست داشته باشید برایتان آماده و تمیز میکنند. هشام همیشه از این فرصت استفاده میکند و با من در باره ایران حرف میزند و هر طوری که شده صحبت را به آقای احمدی نزاد میکشاند. امروز هم خیلی ماهرانه اینکار را کرد. اول طبق معمول پرسید که چه نوع ماهی میخواهم.منهم گفتم که3 تا لوبینا میخواهم و او هم 3 لوبینا برداشت،در ترازو گذاشت، وزنشان کرد و بعد در حالیکه چاقویش را تیز میکرد پرسید چطور میخواهیشان؟مثل همیشه؟
گفتم آره.
برای اطمینان پرسید، برای پختن در فر دیگه؟.  و من تایید کردم.

ادامه داد،خیلی خوبه،منهم همیشه در فر درست میکنم.ماهی را روی یک صفحه کاغذ آلومینیومی میگداری، کمی نمک و فلفل و سیر و جعفری رویش می ریزی،کمی روغن زیتون اضافه میکنی خوب سر و ته کاغذ را میبندی که ماهی خشک نشود، بیست دقیقه در فر و تمام.تمیز و راحت.
گفتم. درسته،ولی من در کاغذ آلومینیوم نمیگذارم.میخواستم بگم که زیاد طرفدار استفاده از این نوع کاغذ، آنهم برای آشپزی نیستم.اما هشام حرفم را قطع کرد و گفت: اوه توی کاغد آلومینیوم خیلی بهتر میشه.بخصوص اگر دو تا گوجه فرنگی را پوست بگیری،خرد کنی و روی ماهی بریزی، بهتر و آبدار تر هم میشه.اونوقت میشه حتا آقای احمدی نزاد را هم دعوت کنیم.اصلن اگر به اسپانیا بیان من خودم ایشان و همرانشان را دعوت میکنم و برایشان با کمال میل لوبینا آماده میکنم. گفتم میدانم که با کمال میل اینکار را خواهی کرد.
همه این حرفها باعث شد که لوبینا را به روش آقا هشام درست کردم و موقع خوردن ناهار داستان را برای خانواده ام تعریف کردم.آنها هم گوش میکردند و میخوردند، حرفم که تمام شد، پسرم گفت:مام، روزهای دیگه که ماهی درست میکردی،نمی شد به آشپزخانه نزدیک شد، چون بوی ماهی میداد، ولی خود ماهی، خوب بود و بو نمیداد. اما امروز آشپزخانه اصلن بوی ماهی نمیده، چون همه بوی ماهی داخل آلومینویم مانده و ما باید آنرا میل کنیم...
 و بعد همسرم با احتیاط  گفت:عزیزم به همان روش قدیم خودت درست کن.که خیلی بهتر بود.
حالا نمیدانم نسخه خودم را به آقا هشام بدهم که بعد بتواند برای آفای احمدی نزاد آنرا تهیه کند و یا بگذارم که طبق روش خودش آنرا بپزد؟