نگاهی از دور

ممدو و امر به معروف 4 (بخش آخر)
نویسنده : زیتا - ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٠
 

خوب بریم سر اصل موضوغ:
چند ماه پیش ممدو  با همسرش، عایشاتو(‌ تلفظ سنگالی عایشه) وارد مغازه شد.طبق معمول به آنها چای و قهوه پیشنهاد کردیم.عایشاتو کنار من نشست و مشغول گپ زدن شدیم پاتریسا و آنیتا ،( دخترای فروشنده) به ممدو و یک خانم اسپانیایی کمک میکردند که خریدشان را انجام بدهند.ممدو چیزهایی را که انتخاب کرده بود آورد که پولش را بدهد.دیدم که برعکس دفعات قبل لباس نوزاد برداشته بود.شوخی و جدی به  عایشاتو گفتم: مبارکه،کی بدنیا میاد؟
گفت : نه برای من نیست.من  باردار نیستم.اینها برای بچه ممدو هست که تازه بدنیا آمده.
وقتی تعجب من را دید اضافه کرد که زن دوم ممدو چند روز پیش زایمان کرده. پاتریسا با وحشت تقربین فریاد زد و گفت: ممدو، تو دو تا زن داری؟!
ممدو خیلی عادی و راحت گفت: نه .من  3 تا زن دارم.چرا تعجب میکنید؟خدا میگه ما مردان میتوانیم 4 زن داشته باشیم. و من هنوز باید یک زن دیگر هم بگیرم

شاید باورتان نشود، آن خانم اسپانیایی آنچنان  نگاه غضب آلودی به ما  انداخت که گویی ما در این ماجرا شریک جرم هستیم و به او توهینی کرده باشیم و از مغازه بیرون رفت.
تا چند دقیقه به عکس العمل آن خانم میخندیدیم.پاتریسیا گفت که آن خانم از ممدو ترسیده و فکر کرده که اگر چند لحظه دیگر اینجا بماند،ممدو او را به غار خودش میبرد و میگوید این زن چهارم من هست...خنده


ممدو برای ما تعریف کرد که پدرش در 19 سالگی برایش زنی انتخاب کرده و ازدواچ کرده اند و از او دو فرزند دارد که یکی از آنها 20 سال دارد و سال پیش هم ازدواج کرده. ممدو وقتی سی سالش بوده، زن دومش را خودش انتخاب میکند که به تازگی برای بار سوم زایمان کرده  و این لباسها برای اوست.  چهار سال پیش هم با عایشاتو ازدواج کرده که تا حالا نتوانسته بچه دار بشود و در حال درمان هستند. ..
یکی از دخترا میگه:خوب پس با این حساب هر ده سال یک زن میگیری و تا ازدواج بعدی تو شش سال مونده...!
خوب میتونید بقیه گفتگو را حدس بزنید.بطور خلاصه ممدو عقیده دارد که هر مردی "باید" چهار زن داشته باشد تا هیچ زنی از نعمت شوهر محروم نماند  و جامعه به فساد کشیده نشود. به او گفتم بجای اینکه یک مرد چهار زن داشته باشد،چرا ترتیبی داده نمیشود که مردان مجرد ازدواج کنند؟ شما که اینقدر بفکر سلامت جامعه هستید و احساس مسئولیت میکنید به پسران  و دختران جوانی که میخواهند ازدواج کنند ولی از نظر مالی مشکل دارند،کمک کنید...
میگوید که اگر همه مردان مجرد جهان ازدواج کنند باز هم مشکل حل نمیشود و هر مردی باید چهار زن داشته باشد، چون خدا به ازای هر مرد چهار زن آفریدهعصبانیو  من همیشه دوستان و آشنایان را در مورد ازدواج کمک و به آن تشویق میکنم.به همین دلیل هم چند بار به حمید  گفتم که باید زن دیگری بگیرد. دخترا با سر و صدا و به شدت به ممدو اعتراض کردند که چرا این پیشنهاد را به همسر من داده...
عایشاتو با دلسوزی به من دلداری داد که نگران نشو، من خودم  حضور داشتم و همسرت گفت که اگر جوانی برای مخارج ازدواجش نیاز به کمک دارد، او آماده هست که کمک کند، ولی برای او، خدا یکی و تو هم یکی.
بعد که در باره همین ماجرا با همسرم حرف میزدم، از او پرسیدم که آیا همه این سالها میدانسته که عایشاتو همسر سوم ممدو هست و اینکه چرا در حضور او  گفته که خدا یکی و زن یکی...
گفت، باور کن همچین اصرار و تاکید میکرد که گویی توی جیبش یک زن داشته و میخواسته همانجا آنرا برایم عقد کند. حاضر بودم چیزی دستی به او بدهم که ولم کند و دیگه متوجه احساسات عایشه بیچاره نبودم.

بعد به همسرم گفتم که ممدو به  عنوان حسن ختام  گفت که اگر پاتریسیا و آنیتا مجرد هستند، گناهش  گردن من هست، چون من باید ترتیب  ازدواج  شما را بدهم. شوهرم که بشدت قند در دلش آب میکرد پرسید:خوب آنها چی گفتند؟

 گفتم:هیچی، گفتند اه اه خدا بدور.قهقهه