نگاهی از دور

ممدو و امر به معروف
نویسنده : زیتا - ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٥
 

ممدو   آدم خوبی است.یعنی  کی جرات دارد در باره دو متر قد و صد و بیست کیلو آدم،  چیز بدی بگوید؟

البته در مورد صد وبیست کیلو ورنش,خیلی مطمئن نیستم ,فرض، دو کیلو بالا یا بائین، شما سخت نگیرید.لبخند

ولی دو متر وچهار سانت قد را میتوانم سند بدهم.نه اینکه سانتیمتر برداشته باشم و قدش را گرفته باشم. نه. ولی سالها پیش وقتی برای اولین بار  وارد مغازه من شد، سرش به لوستر وسط اتاق خورد که دو متری از زمین فاصله دارد.یادم میاد آنروز تازه در مغازه را باز کرده بودیم و داشتیم دفتر و دستک را روبراه میکردیم که وارد شد و با سرش لوستر را نشانه گرفت ، دو تا دخترا و خود من یک قیافه دردآلود گرفتیم وبه لوستر که تاب میخورد خیره شدیم. ایشان  بدون اینکه نیم نگاهی به اون بالا بیاندازد  با خونسردی لوستر را گرفت که تکان نخورد و پرسید:


-حمید کجاست؟ نیست؟

نه  نیستند، با ایشون قرار دارید؟

-نه.قرار ندارم ولی حمید ،صاحب اینجا دوست من هست.
درست. اما حمید  اینجا کار نمیکند . من همسرش هستم میتوانم کمکی بکنم؟
-  حمیده* خانم،  سلامن علیکم. من ممدو هستم ،  اهل سنگال. بعد هم با سر و صدا و شادی ادامه داد: تو مسلمان هستی دیگه؟


اینجور موقع ها آدم میماند چه بگوید و مهمتر  اینکه چه جوری بگوید.شما وضع من را تصور کنید و بگوئید که


1_  باید با همان احساس شادی و افتخار  پرسش کننده جواب بدهم  و بگویم: بله من مسلمان هستم؟

خوب با احساسات اون دوستی که دارد حرفهای تو را میشنود  چکار کنیم؟ خدا را خوش میاد که به او فخر بفروشیم؟  یا

  
2_  خیلی بدون احساس و بدون افتخار بگویم: بله مسلمان هستم. ؟

 اونوقت اون طرف و یا حتا دوستانت فکر میکند که از مسلمان بودن خودت شاد نیستی...


اصلن چه معنی دارد که از کسی بپرسیم چه دینی دارد؟ مگر پیروان سایر ادیان هم، فرضن در عربستان سعودی یا کویت، با دیدن یکی از هم میهنان  خود با هیجان از او میپرسند :که آیا( مثلن) مسیحی است؟!

 میخواستم در باره امر به معروفی که ممدو به همسرم کرد بنویسم، اما کمی به حاشیه رفتم و اصل مطلب را برای پست بعدی میگذارم.

*باید بگم همانطور که میدانید اسم من حمیده نیست و او برای اینکه اسمم را نپرسد و یا برای راحتی خودش مرا با اسم همسرم مینامید.البته با اضافه کردن  ؛ه ؛ مونث به آن .