نگاهی از دور

فرهنگ آفريقايی
نویسنده : زیتا - ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٦/۳
 

شايد پيشتر گفته باشم که محل کار من در مرکز شهر است.با بيش از ۴۲٪ مهاجر.و هر روز با مهاجرين آسيايی٫آمريکايی٫عرب و آفريقايی و غيره سر و کار دارم.هر کدام با فرهنگ و رسم و رسوم خاص خودش.زندگی و کار در منطقه ای با اين همه مهاجر٫باعث ميشود که از کمتر چيزی تعجب کنی.با اين همه بايد اعتراف کنم٫گاهی تفاوت رفتارهاآنقدر زياد است که باعث شگفتی و تعجب ميشود.حالا اينکه بهتر است يا بدتر،بستگی به ذوق و سليقه شخص دارد.مثلن چندی پيش٫رييس جمهور سنگال برای ديداری رسمی به مادريد آمده بود و در برنامه اش قرار بود با مردم سنگال مقيم اسپانيا هم ديداری داشته باشد.از چند روز پيش از آن٫همه خودشان را برای اين ديدارآماده ميکردند.لباس ها به خشکشويی برده ميشد٫کفش نو خريداری ميشد و غيره.يکی از دوستان سنگالی به من پيشنهاد کرد که من هم با آنها بروم.اول کمی بهانه آوردم،که نه،که ميخواهد با مردم کشور خودش ديدار کند و ...گفتند:تو هم يک پا سنگالی هستي! و غيره..من هم که بدم نمی آمد بروم.بخصوص که سالها پيش در جشن استقلال کويت(پيش از حمله عراق به کويت) در سفارت آن کشور در يکی از کشورهای عربی شرکت کرده بودم و تجربه جالبی بود.به هرحال ما هم به اصطلاح٫لباس پلوخوری مان را پوشيديم و با يک گروه سنگالی به طرف هتل(پالاس)محل اقامت رييس جمهور راه افتاديم.چون پنج نفرمان در يک تاکسی جا نميشديم٫با مترو رفتيم.حالا اينکه ديدن من با يک وجب و نيم قد در ميان ۵ سنگالی دو در دو٫خودش از ديدن هر سيرکی خنده دار تر بود٫بماند.طبق سابقه ذهنی خودم٫فکر ميکردم که رييس جمهور در يک جايی آن بالا ها مينشيند يا می ايستد و از دور سری تکان ميدهد و با چند نفر دور و بريهايش چند کلمه حرف ميزند و ميرود٫اما کاملن اشتباه ميکردم.چون مجلس براستی ساده و خودمانی بود٫از فروشنده سی-دی های غير قانونی در خيابان گرفته تا صاحب رستوران و از کنسول و سفير گرفته تا کل فروشی بغل محل کار من٫همه با هم يکسان رفتار ميکردند.دست رييس جمهور را ميگرفتند و به کناری ميکشيدند و حرف ميزدند.باور کنيد اگر روز پيش٫رييس جمهور را در تلويزيون نديده بودم٫و نميشناختم٫فکر ميکردم که دارند با من شوخی ميکنند.حالا اگر روزی روزگاری٫آقای احمدی نژاد به مادريد بيايند٫حتمن به ديدار ايشان ميروم و شباهت ها و تضادها را برايتان گزارش ميکنم.