نگاهی از دور

اتحاد
نویسنده : زیتا - ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۳/٤
 

در جنگ بر ضد صدام٫اسپانيا همراه انگليس٫ در کنار آمريکا ايستاد.گروه زيادی از مردم اسپانيا مخالف اين شراکت بودند.اپوزيسيون يعنی حزب سوسياليست با کمک حزب کمونيست و ناسيوناليستهای کاتالونيا(بارسلونا و جدايی طلب های باسک)بسيار خوب از اين مخالفت استفاده کردند.و سال گذشته با اينکه همه نظر سنجی ها حزب مردم را برنده انتخابات ميدانستند٫ حکومت را بدست بگرفتند٫که آن خود داستان ديگری است. در آن روزهای اول جنگ٫که همه خبرنگاران دنيا به عراق رفته بودند تا ما بتوانيم٫جنگ را بطور مستقيم٫از اتاق نشيمن خانه-مان تماشا کنيم٫يک فيلمبردار اسپانيايی که بطور آزاد کار ميکرد٫همراه با دوست خبرنگاری به عراق ميروند و مانند صدها خبرنگار ديگر در هتل بغداد اقامت ميکنند.در يکی از همآن روزها که در اخبار ظهر٫آمريکا ادعا ميکرد که بغداد را تصرف کرده و عصر همانروز صدام را نشان ميدادند که مردم را به مقاومت دعوت ميکند و آمريکا را از سرانجام کار ميترساند٫يک سرباز آمريکايی٫از درون يک تانک٫گويا مردی با يک دوربين فيلمبرداری را که در تراس هتل بغداد فيلمبرداری ميکرده بصورت مردی با اسلحه ميبيند! و پس از تماس با فرمانده-اش و تشريح چيزی که ديده بود٫دستور شليک به نقطه مشکوک را ميگيرد.از شانس بد فيلمبردار اسپانيايی و يک خبرنگار عرب در نتيجه اين شليک٫زخمی و پيش از رسيدن به بيمارستان ميميرند.بلافاصله پس از مرگ جوان اسپانيايی٫همه خبرنگاران يکدست شدند و از دولت آقای ازنار خاستند که از دولت آمريکا رسمن توضيح بخاهد٫ که سرباز مورد نظر را محاکمه کنند و...روز بعد آقای ازنار بايد در مجلس حضور پيدا ميکرد.تمام خبرنگاران که برای پوشش آن خبر در آنجا حضور داشتند٫با ديدن آقای ازنار وسيله کار خود را روی زمين گذاشته و دست از کار کشيدند و تنها يک دوربين از قلمها و دوربينها و ميکروفن های روی زمين فيلمبرداری کرد٫در تمام جلسه پرسش و پاسخ در مجلس هم٫آقای آزنار را حذف کردند.روز بعد در محلی ديگر٫آقای ازنار بطرف گروه خبرنگاران که کار عادی خود را انجام ميدادند رفت و با لبحندی ملايم و دوستانه پرسيد:خوب امروز چطور هستيم؟حالمان کمی بهتر هست؟ و با آنها کمی حرف زد و در جواب دوست فيلمبردار کشته شده که در خواست کمک و رسيدگی برای زن جوان و دو بچه کوچکش ازاو کرده بود گفت:در اين مورد هر کاری که لازم باشد٫انجام ميشود. شوربختانه در جنگها٫آدمهای بيگناه ميميرند.چه سرباز آمريکايی(که فکر نميکنم همه آنها مانند رامبو دارای نيروی فوق عادی باشند) و چه خبرنگاری که برای درآمد بيشتر و پرداخت قسط خانه کوچکش٫خودش را به خطر مياندازد٫به يک اندازه بيگناه هستند و مرگ آنها به يک اندازه برای عزيزانشان دردناک است.آما چيزی را که سعی دارم به شما منتقل کنم اتحاد و واکنشهای متفاوتی است که مردم يک سرزمين با مردم ديگر مناطق دارند.نميدانم شايد اگر آنروز که ورود خانم مسيح به مجلس را ممنوع کردند٫همه خبرنگاران با شدت اعتراض ميکردند٫امروز شاهد توهين به خبرنگار ديگری نبوديم.