نگاهی از دور

اسرار عشق
نویسنده : زیتا - ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱/۱٧
 

در اين چند روز اخير٫دو خبر روز باعث شد که هر چه بيشتر در کار دل حيران بمانم.يکی داستان عشق پرنس چارلز به کاميلا است که هيچ چيز کمتر از داستانهای عشقی شناخته شده دنيا مثل خسرو شيرين و ليلی و مجنون و غیره و غيره  ندارد.هر چند نه کاميلا آنقدر زيباست که وليعهدی بخاهد تاج و تختش را بخطر بياندازد و نه چارلز از آن شاهزاده هايی است که زنی او را سوار بر اسب سفيد در روياهايش ببيند.ولی هر دو با صبر و سرسختی برای رسيدن بهم جنگيدند و در سن زيبای پنجاه و اندی قرار است روز شنبه با هم ازدواج کنند.در اين سالها نه زيبايی زنی مانند ليدی ديانا٫نه اعتراض ها و مخالفتهای کسی مثل ملکه انگلستان توانست در برابر توانايی عشق و خاسته های دل٫کاری از پيش ببرد.خبر دوم هم٫فوت پاپ ژان پل دوم بود.مردی هشتاد و چهار ساله که نه زيبا بود نه صدا داشت. نه پول داشت نه قدرت سياسی.ولی چه زمانی که زنده بود و چه حالا که مرده است٫پير و جوان و بيشتر جوانان که پيرها٫برای ديدنش ساعتها به انتظار ميمانند٫پول بليط و هزينه سفر را با جان دل ميدهند و بدون هيچ چشمداشتی برای سلامت ويا آرامش روح او دعا ميکنند.همين جوانهايی که ميگن به چيزی اعتقاد ندارند٫از سراسر دنيا يه رم رفته اند که برای آخرين بار او را ببينند.نه کسی به آنها دستور داده نه قول پست و مقامی در کار هست.آنجا چه ميکنند؟چه ميخاهند؟چه چيزی را ميخاهند ثابت کنند؟اينکه در کار عشق٫اجبار و تزویر را راهی نيست٫چه عشق جسمانی و چه روحانی!؟