نگاهی از دور

سينمای اسپانيا
نویسنده : زیتا - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱۱/٤
 

 ديروز فيلمتوی دريا را ديدم.فکر نميکنم که اين فيلم را ديده يا حتی اسمش را شنيده باشيد٫چون يک فيلم اسپانيايی است.ومن هم مثل شما از فيلم آمريکايی خوشم مياد.اسپانيش ها هم با اينکه از آمريکايی ها بدشون مياد(کدوم اروپايی با آمريکايی ها خوب است؟)فيلمهای آمريکايی را دوست دارند٫چون بيشتر فيلمهای خودشان افتضاح هست.ولی فيلم :توی دريا:يک چيز ديگه است.کارگردانش يعنی آلخاندرو  آمه نبار که ۳۲ ساله است تا حالا ۵ يا ۶ فيلم بلند ساخته ولی بيش از ۲۰ جايزه از فستيوالهای مهم جهان را در دست دارد.آخرينش به عنوان بهترين کارگردان از کره طلايی که کمتر از اسکار نيست.کارهای اوليه اش شبيه به کارهای هيچکاک بود ولی اين بار از داستان واقعی مردی کاملن شناخته شده در اسپانيا که مدتها اسمش سر زبانها بود استفاده کرده٫مردی که در جوانی از صخره ای به دريا شيرجه ميرود و متاسفانه بخاطر عمق کم آب دچار فلج کامل ميشود.مردی که ماجراجو و عاشق سفر بوده به ناگهان بايد تمام لحظات زندگيش را در تخت خواب بگذراند و بجز نفس کشيدن برای هر کاری احتياج به کمک دارد.او اين زندگی را نميخاهد ولی نميتواند حتی  به تنهايی خودکشی کند.ولی در اين مورد کسی نميتواند کمکش کند.خاسته اش را به دادگاه ميبرد و...انتظار نداريد که همه فيلم را تعريف کنم؟داريد؟

اگر اين فيلم در شهر شما روی پرده سينما رفت٫حتمن ببينيد.فيلمی است برای ديدن و فکر کردن٫و شايد هم واکنشی تازه در برابر زندگی٫اينکه آيا محکوم هستیم که زندگی کنيم٫حتی مثل يک گياه و روی دوش ديگران؟٫اگر کسی به آدمی که در اين شرايط است کمک کند که تنها خاسته اش٫يعنی مردن٫برآورده شود٫قاتل است؟.

توی دريا(sae inside) پرسشی کهنه را با نگاهی تازه مطرح ميکند.

گزارشگر رسمی پرشين بلاگ از اسپانيا:زيتا    (نخنديد ديگه)

  آرش سيگارچی٫روزنامه نگار ديگری که در بند شد.اين ديگه خنده دار نيست