نگاهی از دور

پرشين بلاگ
نویسنده : زیتا - ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٢۳
 

آی پرشين بلاگ ترا چه ميشود؟وقتی با کسی دست ميدهی٫قراری ميبندی٬بايد به آن احترام بگذاری٫اين الف بای تجارت٫زندگی٫دوستی و ...است.آسانترين راه برای حفظ کار٫کاسبی٫دوستی٫حکومت٫قدرت و...احترام به قول وقراری است که با ديگران گذاشته ايم.اگر به ديگران احترام بگذاريم٫حق و حقوق ديگران را بدهيم٫مشکل زيادی باقی نخاهد ماند.نه لازم است در اکراين کانديدايی را مسموم کرد٫نه در عراق جنگی کرد٫که بدی برود و شايد بدتری بيايد٫نه در اين گوشه کودتايی لازمست و نه در آن گوشه رفرندومی.براستی اگر روزی٫روزگاری در يک جايی در اين کره زمين٫حاکمی٫رييس جمهوری٫شاهی٫خدمتگزاری پيدا بشود که تفاوت دارا و ندار را٫حق بين خودی و غير خودی را به يک دهم برساند(اوه خيلی زياد شد٫يک صدم هم خوب است)ديگر ميتواند تا آخر عمرش راحت حکومت ٫رياست و نميدانم چه٫خدمتگزاری کند و نگران رقيب و مسموم کردن و انقلاب ...غيره نباشد.اما هر چه بيشتر فکر ميکنم کمتر به نتيجه ميرسم.چرا راحترين راه را انتخاب نميکنند؟اگه بلد نيستند برن کنار من خودم همه چيز را روبراه ميکنم.ميگين نميتونم٫امتحان کنيد٫قول ميدم بدتر از اينی که هست نميشه.ميگن از ملا پرسيدند مرکز ثقل زمين کجاست؟گفت:همون جايی که الان خرم را بسته ام:به او اعتراض کردند و پرسيدند از کجا فهميدی؟گفت:چون من ملا هستم و اگه باورم نداری٫اين طناب٫ خودت بردار و متر کن.

راستی پست پيشين را خيلی ناشيانه تموم کردم و اگه پوزش مرا بپذيريد لينکی را که لازم بود اضافه کنم در اينجا ميگذارم.

http://www.antonioburgos.com/antologia/retratos/vald_letra.html.

بعد رویEl Emigrante(Real Audio)با نوک فلش موش تان نوازش کنيد.اسم خاننده هم juanito valderrama است