نگاهی از دور

فرانکو
نویسنده : زیتا - ساعت ۳:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٩/۱
 

ديروز٫ ۲۰ نوامبر سالروز مرگ فرانکو٫ديکتاتور اسپانيايی بود.۲۹ سال از مرگش ميگذرد.و در اين ۲۹ سال اسپانيا از يک کشور در انزوا و عقب افتاده به يکی از کشور های مهم اروپا تبديل شده و در جايی که آلمان و فرانسه بايد مواظب دخل و خرجشان باشند اسپانيا از وضع اقتصادی خوبی برخوردار هست.خیلی از وقتها سرگذشت و تاريخ اسپانيا مرا ياد سرگذشت و تاريخ ايران مياندازد.نميدانم بيشتر بخاطر شباهت است يا تضاد!؟در اسپانيا هم پس از انقلاب مانندی٫رژيم سلطنتی به جمهوری تبديل شد و جمهوری به ديکتاتوری.ديشب يک برنامه ويژه سالروز مرگ فرانکو را از تلويزيون ميديدم٫عشق به تاريخ و فيلمهای مستند را از پدرم گرفته ام.آنقدر ديدنی و جالب بود که دعا ميکردم تمام نشود٫برنامه چند مهمان داشت که از نزديک فرانکو را ميشناختند مثل روزنامه نگار و خواننده و رقاص.از چيزهايی حرف ميزدند که کمتر در کتابها نوشته ميشود٫از دخترش٫ نوه هايش و...بايد بگم که همه  در اسپانيا زندگی ميکنند و هيچ کدام نه اعدام شده اند نه ممنوع الخروج هستند نه مفسد فی العرض.مقبره فرانکو هم هر سال هزاران بازديد کننده دارد و عکس و متن سخنرانی اش هم در همان جا بفروش ميرسد و دوستداران او  در سالگرد تولد و مرگش برنامه ويژه ای را برپا ميکنند که در اخبار روز هم می آيد.البته در مورد روز مرگ فرانکو هم مانند روز مرگ عرفات و همه ديکتاتور های جهان شک و دو دستگی وجود دارد.ميگويند که در ۱۷ نوامبر مرده و لی در بيست نوامبر اعلام شده٫گويی که دور و بری های ديکتاتور ها نميتوانند بپذيرند که ديکتاتور ها هم ميميرند و يا ميترسند که در زمان زندگی ديکتاتور٫زبانشان لال٫ از مرگ او حرف بزنند  و پس از مرگش تازه اول بايد دعوای قدرت را بين خودشان حل کنند و اين چند روزی وقت لازم دارد.اگرچه فرانکو در اين مورد استثنا بود و دون خوان کارلوس(يکی از نوه های آحرين شاه)را به وليعهدی خود انتخاب کرده بود.من بارها از مردم اسپانيا شنيدم که ميگويند فرانکو يک کار خوب در زندگی کرده و آن انتخاب شاه خوبی برای ما بوده.بهرحال در اسپانيا ۲۹ سال پيش ديکتاتوری ميميرد و آزادی و پيشرفت و روزهای خوب به کشور برميگردد ولی من جايی را ميشناسم که با مرگ ديکتاتور!! فقر و زور و ستم دورويی.....هر روز بيشتر شد.ميدانيد٫تاريخ اسپانيا مرا ياد ايران می اندازد٫اما نميدانم بخاطر شباهت است يا تضاد؟شايد هم بايد چند سال ديگر صبر کنم تا مطمئن شوم