نگاهی از دور

 
نویسنده : زیتا - ساعت ۳:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٦/٢٥
 

ميگن وقتی شهردار جديد مادريد انتخاب شد٫ شهردار پيشين پس از تحويل و تحول مدارک مهم و اساسی به شهردار تازه به پست رسيده ميگه:خوب دوره من تموم شد وحالا نوبت توست٫ با اينکه از جايگاه اپوزيسيون خوب ما را زير منگه ميذاشتی٫ من به تو چيزی ميدم که خيلی بدردت ميخوره:بعد ۲ تا پاکت بهش ميده و ميگه:اولين مشکل بزرگی که باهاش مواجه ميشی و نميدونی جواب رای دهنده ها را چطور بدی نامه شماره يک را باز کن و طبق آن عمل کن نجات پيدا ميکنی٫ و نامه شماره ۲ را وقتی باز کن که دومين مشکل خيلی بزرگ را پيدا کردی: پس از مدتی شهردار جديد با مشکل بزرگی مواجه ميشه که مقامش به حل آن بستگی داشت٫ نامه شماره يک را باز ميکنه٫ نوشته شده بود( گناه را به گردن من بنداز و بگو اين مشکل از دوره شهردار قبلی به ما رسيده) شهردار جديد طبق دستور نامه عمل ميکنه و مردم هم قبول ميکنند وهمه چيز بخوبی تمام ميشه٫ پس از چند ماه دوباره مشکل بزرگی پيش مياد و آقای شهردار جديد ميره سراغ نامه دوم٫ و آنرا باز ميکنه نوشته شده بود(حالا بشين و ۲ تا نامه بنويس) البته به اين نامه ها در دنيای دمکرات نياز هست چون در جهان سوم با ۱ يا ۲ يا ۳ يا.......اشتباه کسی به خطر نميفته که بخواد بشينه و ۲ تا نامه بنويسه هر چی اشتباه بيشتر پست و مقام محکمتر!!!!!