نگاهی از دور

یک سوال بچگانه
نویسنده : زیتا - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٦
 
فرناندو پسر یکی از دوستانم هست.۸ سال دارد و مثل همه بچه های این دوره و زمانه خیلی با هوش و کنجکاو هست.مادرش تانیا خیلی روی من حساب میکنه و میگه که من برای هر مشکل و مسئله و موقعیتی یک راه حل مناسب و جواب عاقلانه‌ای دارم
دیشب به من زنگ زد و گفت که یک مشکل خیلی بزرگ دارد. ازش خواستم که با آرامش موضوع را برایم تعریف کند.
با شیطنت گفت:باشه،البته میدونم که حتا تو، در این مورد نمیتونی کمکی بکنی،ولی خوب زنگ زدم که تو را هم به فکر بیندازم .و اینطور ادامه داد:
 امشب فرناندو  بعد از اینکه کتاب قصه پیش از خوابش را با هم خواندیم برام تعریف کرد که خانم معلمش در مدرسه به آنها گفته که خدا آسمان و زمین و هر آنچه که در آن هست را، در شش روز آفریده و روز هفتم را به استراحت پرداخته...
 به پسرم گفتم:بله درست است،بخاطر همین هم، ما آدمها،روز آخر هفته به اداره نمی رویم و استراحت میکنیم...
بعد فرناندو خیلی متفکرانه پرسیده، مامی، خدا قبل از اون شش روز، کجا بود و چکار میکرد؟

دوستم میگفت که نمیدانست چه جوابی به پسرش بدهد و به او گفته که داستان خدا و آفرینش و غیره خیلی طولانی هست و حالا وقت خواب هست.در روزهای آینده که هر دو وقت داشته باشند در این مورد حرف خواهند زد...
به تانیا گفتم: دوست عزیز در این مورد حق با تو هست،من هم جوابی برای سوال فرناندو ندارم.ولی از دوستانم میپرسم، شاید اونها بتونند به این سوال بچگانه جواب بدهند
 
 
یک سقوط دردناک
نویسنده : زیتا - ساعت ٦:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٩
 

نه اینکه خیلی از فوتبال خوشم بیاد.اما دیشب بازی رئال مادرید و بارسلونا را دیدم.۱-۴ رئال مادرید برنده شد.
آنوقتها که در ایران بودم طرفدار پرسپولیس بودم. اعتراف میکنم که بخاطر کلانی بود. بنظرم خوش تیپ میامد حالا به سلیقه آنروزهای خودم میخندم
امروزه اما طرفدار هیچ تیمی نیستم، تنها کمی دلم برای بازنده میسوزه.
در این چند سال که در اسپانیا زندگی میکنم و چه بخواهم یا نه در جریان رقابتهای رئال مادرید و بارسلونا قرار دارم ، بارها شاهد صعود و نزول نوبتی این دو تیم بوده ام. گاهی بارسلونا در اوج بوده و گاهی رئال مادرید.
شاید خیلی پیچیده نباشد که  چرا یک تیم که در اوج هست، با همان بازیکنان و کادر فنی، در طول چند ماه، آنقدر از کیفیت و توانایی اش کم میشود.
بنظر من، نباید خیلی آسان باشد که همه ترا تحسین کنند ، برای دیدنت  و یا داشتن یک امضای تو ساعتها در خیابان منتظر بمانند، بی اهمیت ترین کارهای روزانه تو را مانند شاهکاری مهم در تلویزیون ها و روزنامه ها انعکاس بدهند و تو بی تفاوت بمانی و کم کم خودت هم باور نکنی.


خلاصه کسانی مانند رونالدینو، رونالدو ...أدم هستند و اطرافیان اینگونه شخصیتها، آنقدر چاپلوسی  میکنند که در نهایت آن گروه یا شخصیت(چه ورزشی،هنری یا سیاسی) باور میکند که تافته ای جدا بافته است و خود را برتر از دیگران میپندارد.بنابراین هیچگونه پند و اندرز و انتقادی را نمیپذیرد و با سرسختی و یک دندگی تمام، از تپه خود خواهی و خود باوری بالا میرود. تا سقوط سخت تر و دردناکتری داشته باشد.

بازی دیشب رئال مادرید و بارسلونا با نتیجه چهار بر یک، یک سقوط دردناک برای تیم بارسلونا بود. و امروز اسم کسی که کاسه و کوزه بر سر او میشکند اعلام میشود.همین حالا مدیریت باشگاه جلسه دارد...

                                                          
                                                                
پ. ن :آهنگی که پخش میشه بد نیست ها.گوش کنید


 
 
واژه
نویسنده : زیتا - ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٠
 
قشنگترین کلمه برای تو کدام است؟  

  و چرا؟


 
 
زنان و وزارت
نویسنده : زیتا - ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢
 

چند روزی هست که کابینه جدید آقای زاپاترو شروع بکار کرده. ولی بخاطر داشتن ۹ وزیر زن و ۸ وزیر مرد، هنوز تازگی خودش را از دست نداده.بخصوص که وزیر دقاع ما خانم کارمه چاکون، هفت ماهه باردار هست و در مطبوعات خارجی هم توجه روزنامه نگاران را جلب کرده.در داخل هم موضوع آسان و راحتی برای کمدین ها و کاریکاتوریست ها شده.
 شاید عجیب ترین برداشت از این بدعت گذاری آقای زاپاترو ( در اسپانیا) ، توسط همکار ایتالیایی اش،یعنی آقای برلوسکونی انجام شده باشد که گفت: کابینه آقای زاپاترو زیادی صورتی! هست و بعدها از داشتن این همه وزیر زن،دچار مشکل خواهد شد. و اینکه در ایتالیا تعداد زنانی که بتوانند وزیر بشوند،کم هست!!...
خوب بد به حال شما که پانزده سال در ایتالیا مرد اول بوده اید و حرف اول را زده‌اید و اعتراف میکنید که برای پیشرفت زنان کشورتان کاری نکرده‌اید.
 میدانم که تنها داشتن یک کابینه که اکثریت با زنان باشد،نشانه برابری رن و مرد در آن کشور نبوده و نیست.بخصوص که هنوز  تنها یک سوم ار نمایندگان مجلس همان کشور را زنان تشکیل میدهند...
اما کارهای بزرگ، همیشه با گامهای کوچک و حتی سمبلیک به نتیجه میرسد.
آقای زاپاترو، با اینکه میدانم هرگز این صفحه را نخواهید خواند، اما من به نوبه خودم،از شما سپاسگزارم.


خانم چاکون، باور دارم که شما هم مانند هر زنی که شانس و موقعیت پرورش قابلیتهای خود را داشته باشد، میتوانید بهترین وزیر دفاع باشید.