نگاهی از دور

خودتان مقایسه کنید
نویسنده : زیتا - ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٦
 

یکشنبه هفته پیش، در اسپانیا انتخابات بود و پست مختصری هم در باره آن نوشتم.اما اخبار انتخابات و بخصوص شمارش آرا در ایران مرا واداشت که دوباره چند خطی در باره انتخابات اسپانیا بنویسم.

۱ـ طبق قرار قبلی،ساعت ۸ صبح، انتخابات شروع شد و ۸ شب هم تمام شد.(کسی که در طول دوازده ساعت پیش بینی شده، رای نداده،یعنی که نمیخواهد رای بدهد)

۲ـ ۷۵٪ از مردم واجد شرایط رای دادن، در انتخابات شرکت کردند.(تنها به عنوان استفاده از حق قانونی خود،نه به عنوان یک انجام وظیفه شرعی یا کوبیدن مشت محکم به دهان این یا آن.)

۳ـ قبل از دوازده شب همان روز، یعنی در کمتر ار چهار ساعت، همه ۲۵ ملیون رای، شمارش شد در ضمن نتایج آن بصورت مستقیم از چند کانال تلویزیونی پخش میشد(در گوشه ای از صفحه تلویزیون،بطور مدام،نشان داده میشد که جند در صد آرا شمارش شده و در آن لحظه، هر کدام از حزب ها چند رای و چند صندلی در مجلس بدست آورده)

۴ـ در همه محل های رای گیری و شمارش آرا نماینده‌ای از احزاب مختلف و خبرنگاران حضور داشتند.

۵ـ ۷۶/۱ در صد از آرا سفید یا غیر قابل پذیرش بودند.(نمیدانم هنوز هم در ایران به گوگوش رای میدهند یا نه؟!)

خودتان وضع انتخابات ایران و کشورهای دیگر،مثلن همین اسپانیا را مقایسه کنید.

در این پست کاری به عیب و عیوب ساختاری انتخابات خودمان ندارم که توضیح واضحات هست،اما به نظر شما چرا در ایران پس از  ۲۴ ساعت هنوز شمارش آرا به پایان نرسیده؟

برای اینکه نگوئید که من همیشه سوال میکنم و خودم جواب نمیدهم(نه اینکه شما خیلی جواب میدهید) پاسخ من اینست.

من فکر میکنم که چون این اسپانیا انرژی اتمی ندارد که وقتشان را بگیرد،تند تند آرا  را شمردند.ولی در ایران،مسولان خیلی سرشان شلوغ هست و تمیتوانند به کار بی اهمیت شمارش آرا بپردازند. تازگی ها هم که کارشان زیاد تر شده.میدانید که همه کشورهای دنیا در صف ایستاده‌اند که مهندسان ایرانی را استخدام کنند و باید کار آنها را هم راه بیندازند.

کاش این مسولان به مهندسان متعهد و مومن ایرانی و نوجوانان شانزده ساله انرژی اتمی ساز، دستور بدهند که فکری بحال شمارش آرا بکنند.

باور بفرمائید وفتی در اخبار گفته شد که پس از ۲۴ ساعت، تنها ۷۵٪ آرا شمارش شده، نمیدانستم جلوی در و همسایه و دوست و آشنا چی بگویم.

بابا من هم مانند همه ایرانیها، مرتب از فرهنگ و تکنولوژی پیشرفته و کشف روش ها و دارو های معجزه آسا در پزشکی، دست یابی های عظیم در زمینه انواع سلاحها، تسخیر فضا و غیره توسط دانشمندان ایرانی، پیش هر کی نشسته‌ام داد سخن داده‌ام.بعد این نامسلمان ها با یک خبر دو دقیقه‌ای، آبروی من را میبرند.

خدا از سر تقصیرات این خبرنگاران نگذرد.
 


 
 
زندگی کن و بگذار دیگران هم زندگی کنند
نویسنده : زیتا - ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٤
 

 

دوباره بوی بهار و نوروز همه جا را پر کرده، حوشبختانه همیشه تغطیلات عید پاک با نوروز همزمان میشه و مدارس در اینجا تغطیل هست و میتونیم در حد امکانات خودمان به پیشواز نوروز بریم. چهارشنبه سوری را با دیگر ایرانیان در مادرید جشن بگیریم و حتا سیزده بدر را هم در کنار هم برگزار کنیم.
شاید این روزها  دلتنگی برای خانواده و عزیزانمان را بیشتر حس کنیم اما نمیشه در زندگی همه چیز را با هم داشت، اگرچه حق مسلم ما هست.


من هم مثل همه با نو شدن زندگی گیاه و طبیعت، ناخودآگاه به فکر نو کردن هدف ها و برنامه های تازه برای آینده میفتم و کلی لیست برای سال جدید در ذهنم رقم زدم . سرانجام به این نتیجه رسیدم که در این سال جدید میخواهم زندگی کنم و به دیگران هم همین حق را بدهم.
شما اهداف دیگری هم دارید؟

 


 
 
پایان انتخابات در اسپانیا
نویسنده : زیتا - ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢٠
 
خلاصه انتخابات عمومی در اسپانیا به پایان رسید و آقای زاپاترو، نخست وزیر فعلی، برای چهار سال آینده، دوباره انتخاب شد.اگرچه نتوانست به اکثریت کافی دست بیاید و برای حکومت، نیاز به ائتلاف با یکی از احزاب کوچک دارد.
آقای راخوی با اینکه توانست، حدود نیم میلیون رای بیش از دوره قبلی کسب کند،نتوانست به مقصود برسد.
بقیه احزاب همه تعدادی از کرسی هایشان در مجلس را از دست دادند و شکست نسبتن سختی خوردند و عجیب اینکه به شکست خودشان اعتراف کردند.

 دیروز فیلم بودا از شرم فرو ریخت کار حنا محملباف را در همان سینمای همیشیگی دیدم. آنقدر ساده و ابتدایی و کسل کننده بود که پشیمان شدم.نمیدانم این کارگزدانهای ایرانی چه اصراری دارند که با یک فیلمنامه دو صفحه‌ای یک فیلم سینمایی بلند بسازند.نود دقیقه، یک دختر کوجولوی شش هفت ساله در خیابانهای خاکی، بدنبال خرید یک دفتر بود. تنها چیزی که میخواست بگوید این بود که زنان در افعانستان و یا کشورهای مشابه تا زنده هستند، در بند و اسیر مردان و وصعیت اجتماعی خاص آن سرزمین خواهند بودند و برای آزاد شدن ،چاره ای جز مرگ برایشان نمانده.
این خوبست که کارگردان به اصطلاح متعهد باشد و به مشکلات اجتماعی بپردازد و اثرش حاوی پیام باشد...اما باید سرگرم کننده هم باشد.اگر توانست این هر دو را در اثری با هم جمع کند، هنرمند است و اگر نه، راه درازی تا هنرمند شدن، برایش مانده.
 
 
رویا در ترن
نویسنده : زیتا - ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٥
 

 

 سرانجام.زن مانند هر روز در همان ایستگاه سوار ترن شد.

مرد فکر کرد: لبخند زیبا، کمر پهن. یک مادر عالی برای بچه های من.

بهش سلام کرد و زن هم پاسخش را داد و مشغول خواندن کتابش شد.

بخودش گفت: مدرن، تحصیل کرده

ناگهان اخمهاش تو هم رفت و اوقاتش تلخ شد. آخه خیلی سنتی و غیرتی بود. چرا به سلامش پاسخ داده؟  او را که نمیشناخت! و دچار شک و تردید شد.

زن پیاده شد.

مرد احساس آدمهای طلاق گرفته را پیدا کرد 

حالا چه کسی از بچه های ما نگهداری خواهد کرد؟!  

Andrea Bocconi

 

 


 
 
از 3 حال بیرون نیست
نویسنده : زیتا - ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٠
 

نمیدونم کجا خوندم یا شنیدم که میگفت:


اگر چیزی (یا کسی) را میخواهی، سعی کن که بدستش بیاری.
اگر نمیتونی انرا بدست بیاری،چیز دیگری را جایگزینش کن.
اگر نمیتونی آن چیز دلخواهت را بدست بیاری یا چیز دیگزی را جایگزین آن کنی،فراموشش کن.
اگر نمیتوانی چیز دلخواهت را بدست بیاری، و نمیتوانی چیز دیگری را جایگزینش کنی و یا فراموشش کنی، موجود احمقی هستی.


تو چی فکر میکنی؟

 


 
 
ام اس و خانواده
نویسنده : زیتا - ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۳
 
بسیاری از بیماران مبتلا به ام اس در مورد اطلاع دادن بیماریشان به افراد خانواده دچار شک و تردید میشوند و نمیدانند که آیا آنرا باید با خانواده خود در میان بگدارند یا نه.
البته این موضوعی کاملن شخصی است و بیماز حق دارد که این موضوع را با دیگران در میان بگذارد یا نه. اما شاید بد نباشد که موضوع را کمی بررسی کنیم.
-فامیل:معمولن حرف زدن با دیگران در باره مشکلات باعث آرامش میشود و گویی باری را از دوش خودمان برمیداریم،اما باید توجه داشت که ممکن است از نظر روحی باعث گیجی و ناراحتی شدید آنها بشویم.چه با این بیماری آشنا باشند یا نه.بهتر است بطور مختصر خود بیماری را برایشان شرح داده و برای اینکار میتوان اهم مطالب را بر روی کاغذی نوشته و در اختیار آنها قرار داد که آنرا بیاد داشته باشند و بیمار را در آینده با پرسش های تکراری خسته نکنند.
بچه های کوچک:شاید لازم نباشد که این موضوع را با بچه های کوچک در میان بگداریم اما آنها حس میکنند که چیزی تغییر کرده و باید به پرسش هایشان پاسخ داد بدون اینکه زیاد وارد جزئیات بشویم.همینطور باید آنها را برای تفییرات احتمالی در آینده آماده کنیم
نوجوانان:بچه های بزرگتر و نوجوانان را باید در جریان گذاشت.البته باید تاکتیک بهتر و پیش بینی شده ای داشت.ممکن است بنظر بیاید که نگران نیستند و حتی برایشان مهم  نیست.اما آنها دوست دارند که مانند بزرگان با آنها رفتار شود و اگر آنها را در جریان مسایل خانوادگی قرار ندهیم احساسات شان را جریحه دار میکنیم و ممکن است که بطرز عجیبی رفتار کنند.باید بدانند که شما بسیار مایل هستید که در این باره با آنها حرف بزنید.و هر زمان که لازم بود با انها حرف خواهید زد تا بتوانند مسولیت خودشان را در برابر بیماری شما و نقشی را که در خانواده باید داشته باشند بپذیزند.به هر حال مسکوت گداشتن مشکل و حرف نزدن در باره آن باعث نمیشود که فرزندان شما از نگرانی در امان بمانند.
پدر و مادر.حرف زدن در باره بیماریها با پدر و مادر شاید دشوار تر باشد،چون آنها احساس درد و نا امیدی بیشتری خواهند کرد و حتا ممکن است خود را گناهکار بدانند.مادران معمولن میخواهند نقش محافظ زا داشته باشند و گاهی اوضاع را برای شما و خودشان دشوار میکنند.اما با دادن اطلاعات ساده و ضروری میتوانید کمی از این نگرانی و نقش محافظت بیش از حد او پیشگیری کنید.