نگاهی از دور

ميل سفر
نویسنده : زیتا - ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/۳٠
 

دلم میخاد اینجا باشم.

یا اینجا

یا اینجا

تو دوست داری کجا بری؟


 
 
اطلاعيه با تاخير
نویسنده : زیتا - ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/٢٤
 

سلام.من تازه اسباب کشی کردم و هنوز اینترنت ندارم.دلم برای همه شما تنگ شده.


 
 
يک پرسش
نویسنده : زیتا - ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/۱٢
 

ميگويند که عشق همان چند ماه و به روايتی٫همان چند سال اول زندگی مشترک به پايان می رسد.

بعد چی؟چيزی از آن باقی ميماند؟

اسمش را چی بگذاريم؟

اضافات؟باقيمانده؟

آی که بعضی از پرسش ها چقدر مزاحم و دردسر دار هستند!!


 
 
زرنگی يا ...
نویسنده : زیتا - ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/٧
 

همين چند روز پيش در جايی خواندم که مقامات دولتی مکزيک٫تصمیم دارند که پليس زن را جايگزين٫پليس مرد کنند.چون ميگويند که ما زنان را بسختی ميشود خريد٫يعنی اجازه نميدهيم که به ما رشوه بدهند.

 خيلی چيزهای ديگر هم هست که ما را در مرتبه بالاتری قرار ميدهد.اما يکی از آنها٫دورانديشی و حسابگر بودن ما است.(اول ميخواستم بگويم که چون با هوشتر هستيم٫ولی ديدم زياد قشنگ نيست٫پس از همين صفت دورانديشی استفاده ميکنم.که کاملن مفهوم را می رساند.)

راستی بنظر شما چرا مردان بيشتر از زنان رشوه پذير هستند؟زرنگی يا ...


 
 
دوست ندارم
نویسنده : زیتا - ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/۱
 

دوست ندارم:

 کسانی را که دوست دارم٫در رنج و عذاب ببينم.

که به من بگويند چکار بايد بکنم.

که رای و نظر من را به حساب نياورند.

که خسته باشم و وقتی برای خودم نداشته باشم.

که دير يه قرارم برسم(منظورم قرار بطور کلی است)

که موقع حرف زدن با من٫ نگاهم نکنند.

که بد نگاهم کنند.

که بی ادبی را با انتقاد اشتباه کنند.

که بجای شنيدن صدای مشترک مورد نظر٫سکرتر تلفنی جواب بدهد.

که تنهايی به خريد بروم.

که حرفم را بد تعبير کنند.

که در ادارات دولتی من را مثل توپ به کارمند بعدی يا روز بعد پرتاپ کنند.

که اين پست را دوست نداشته باشيد.

شما چه چيزی را دوست نداريد؟