نگاهی از دور

پيروزی دو زن
نویسنده : زیتا - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٢۸
 

دوست دارم انتخاب دو زن آنهم در يک روز٫بعنوان رييس جمهور ليبريا و شیلی را به همه رنان شادباش بگويم.اين واقعه حتا سی سال پيش ممکن نبود.در شيلی زن ۵۴ ساله ای با ۳ فرزند از دو ازدواج به رياست جمهوری ميرسد.منظورم اينست که زنی است معمولی.مانند تو  و من.که مادر است٫کار ميکند٫در ازدواج بد بياری می آورد و طلاق ميگيرد.او پزشک است و پدرش که از ژنرالهای آلنده بوده در زندانهای پينوشه شکنجه و کشته ميشود.خود خانم ميشل پاچلت هم با مادرش از زندان و و شکنجه بی نصيب نميمانند.پس از مرگ سياسی پينوشه٫کم کم آزادی و پيشرفت به شيلی لبخند ميزند.تا جايی که خانم پاچلت در دولت کنونی شيلی به وزارت بهداری ميرسد.دوسال هم بعنوان اولين زن٫ در پست وزير دفاع به کشورش خدمت ميکند و اعتماد و احترام ارتشيان را از آن خود ميکند.ميگويند که يکی از فاکتورهای شکست رقيب انتخاباتی او اين بوده که در يکی از سخنرانی های انتخاباتی اش گفته*در شيلی يک زن نميتواند به نخست وريری برسد*اين اظهار نظر مردسالارانه باعث شد که زنان بيشتری به خانم پاچلت رای بدهند.قدرتمندان جهان٫مواظب حرف زدنتان در باره ما زنان باشيد.دوره افکاری مانند*مگر قحط الرجال است که زنان حکومت کنند*يا  *بيچاره مردمی که رنان را مورد مشاوره قرار دهند* گذشته است.اگر هم هنوز در در گوشه و کنار دنيا٬کسانی اينچنين فکر ميکنند٫بايد بگويم که همه بهای اشتباهات خود را٫دير يا زود می پردازيم.پس آنطور که در اسپانيا ميگويند

*ARRIBA LAS MUJERES*  يعنی. پيروزی باد بر زنان


 
 
رييس جمهور پا برهنه ها٫يا مد قرن بيست و يکم
نویسنده : زیتا - ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٢٢
 

حتمن آقای ابو مورالس را ميشناسيد و ميدانيد که رييس جمهور انتخابی بوليوی هست و روز ۲۱ ژانويه حکومت را بدست ميگرد. او اولين رييس جمهوری است که ريشه سرخپوستی(اينديان)دارد.شايداين موضوع خيلی هم مهم نباشد٫ولی بی اهميت هم نيست٫بخصوص اگر به عکس او که با نخست وزير اسپانيا انداخته توجه کنيد٫آقايی که کت و شلوار نپوشيده آقای مورالس هست.از خانواده ای کشاورز و با درآمدی ناچيز ميآيد.خود او در يک ديدار رسمی به دون خوان کارلوس با صداقت تمام گفته که از تشريفات و پروتکل هيچ نميداند و جواب شنيده*کم کم ياد ميگيريد*(البته يا لحنی دوستانه و صميمانه).او مانند همه نامزدهای انتخاباتی در کشورهای جهان سوم٫از گرسنگی مردم حرف ميزند٫از بی عدالتی اجتماعی...اما چرا او در همان دور اول با ۵۳٪ آرا انتخاب ميشود(در ۳۰ سال اخير هميشه دور دومی هم بوده).او که جوان هست٫زرق و برق ندارد٫حتا يک دست کت و شلوار!؟

شايد هم درست همين چيزها دليل پيروزی اوست؟شايد هم رييس جمهور قرن بيست و يکم بايد اينگونه باشد يا نياز مردم ...نميدانم٫ به هر حال فعلن که بد شروع نکرده٫در همين سفر به اسپانيا موفق شده ۹۹ ميليون دلار از بدهی بوليوی را به اين کشور پاک کند٫پاک کردن کشور پرو(دشمن قديمی) از نقشه دنيا که شکم مردم را سير نميکند.در ديدار ديگری٫با آقای چابز٫رييس جمهور ونزويلا٫هم قول يک معامله پاياپا-ی غذا در برابر سوخت مورد نياز بوليوی را باضافه يک کمک ۳۰ ميليون دلاری برای مبارزه با بيسوادی گرفته است و البته سفرهايش ادامه دارد.شما  آماده باشيد٫شايد هم سری به ايران بزند٫بخصوص که از مخالفين آمريکا هم هست!!


 
 
اولين جشن سال
نویسنده : زیتا - ساعت ٦:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱٥
 

 

magos25.jpg (24653 bytes)

نخستين پست سال ۲۰۰۶ را با اولين جشنی که در سال برگزار ميشود آغاز ميکنم.هرچند که دنباله کريسمس هست٫ ولی در ششم ژانويه جشن گرفته ميشود و با آن تعطيلات هم تمام ميشود و بچه ها به مدرسه برميگردند(درست مانند سيزده بدر ايران).ميگويند در اين روز ۳ پادشاه افسونگر* از شرق٫و بگفته دقيقتر از ايران و آنهم از ساوه که در روز ۲۴ دسامبر با ديدن ستاره دنباله دار در آسمان٫فهميده بودند که مسيح بدنيا آمده به شهر بلن در اسراييل ميرسند و هر کدام هديه ای نثار او ميکنند.ملچور سفيد پوست با موی سپيد هديه ای از طلا(نشاندهنده شآن بالا و سلطنتی مسيح).گاسپار چشم ابرو مشکی٫ادويه جات(به نشانه أسمانی بودن او)و بالتازار سياهپوست٫ميررا(که نوعی خاک است٫به نشانه زمينی بودن و رنج و مرگ زودرس)مسيح هم هست با خود آورده اند.البته مانند همه داستانهای مذهبی٫اين روايت هم عيب و ايراد و چطور و چرا زياد دارد و با افسانه٫خيالپردازی و سود گروهی از بندگان خدا همراه است.اما چون داستان به ايران ارتباط دارد٫ادامه ميدهم...باری گفته ميشود که کاهنان زرتشتی که ستاره شناس و دانشمند هم بودند٫از پيشگويی های قديم آگاهی داشتند و ميدانستند که روزی پادشاهی در سرزمين اسراييل(هنوز صهيونيست نشده بودند)بدنيا خواهد آمد و با اينکه ايران در آنزمان با يهوديان رابطه خوبی نداشته(کينه شتری به اين ميگن)ولی بخاطر رابطه و رقابت زياد با روميان٫از تولد مسيح خوشنود هستند و برای حالگيری روميان در هرچه بزرگداشت اين واقعه ميکوشند و پادشاهان اطراف و اکناف را (به گفته ای ۱۲ نفر يا ۱۰ يا ۵...)جمع کرده و به ديدار مسيح کودک ميروند٫البته به احتمال زياد نمايندگانی اين سفر را انجام ميدهند نه خود پادشاهان و اينکه ميگويند *پادشاهان شرقی جادوگر*٫شايد بدليل همان کاهنان(مغ=ساحر؟)بوده باشد.اگر میخواهید در این باره بیشتر بدانید گوگل در خدمت شماست.

پ.ن=با توجه به يادآوری بجای آقای اوحدی٫ يايد بگويم من گاهی يادم  ميرود که زبان اسپانيايی با ايرانی يا انگليسی تفاوت دارد.در اينجا بتلهم را بلن ميناميم.


 
 
شادباش
نویسنده : زیتا - ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/٦
 

اين روز ها کارم کمی زياد است.خوب شب عيد است ديگر و ما(حاجی بازاری ها و من)کاسب هستيم و حبيب خدا و بايد اين روز ها خرج دو ماهمون را در بياوريم.چون ماههای ژانويه و فوريه بازار خراب ميشود.مردم هر چه دارند و ندارند را٫در اين روزها برای خريد هديه و لباس و مسافرت و سورسات جشن کريسمس و سال نو٫خرج ميکنند و دو ماه پس از آنرا بايد صرفه جويی کنند و رژيم بگيرند تا برای ماه مارس که عيد پاک از راه ميرسد٫آماده باشند.اين وسط ما مونديم و يک کريسمس بدون برف و بی مزه ٫ پرخرج و پر کار.کتابی که اول ماه شروع کرده بودم٫هنوز تمام نکرده ام.در خانه هم که تلويزيون آنقدر فيلمهای کلاسيک و جديد پخش ميکنند که با چشمهای نيم بسته به رختخواب ميروم و کتاب و اينترنت و أپ و وبگردی...همه در تعطيلات هستند.پس حالا که چند دقيقه ای وقت دارم٫از فرصت استفاده ميکنم و اين روزهای شادی را به دوستان مسيحی و غير مسيحی شادباش ميگويم و آرزو ميکنم که سال ۲۰۰۶ ميلادی٫سال مهرورزی و پايان گرسنگی باشد.