نگاهی از دور

 
نویسنده : زیتا - ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢٦
 

کی باور ميکرد عراق۴-۲ پرتغال را بزنه خيلی ها گفتنند که شانسی واتفاقی بوده ولی۲ بر صفر کوستاريکا را هم برد.وقتی پسر صدام که رييس فدراسيون ورزش عراق  هم بود بازنده های هر مسابقه ای که حارج از عراق انجام ميشد کتک ميزد و شکنجه ميکرد که چرا برنده نشده اند حالا که او مرده و با خيال راحت بازی ميکنند برنده ميشوند.ميحواهيد که نتيجه احلاقی اش را بگويم؟


 
 
 
نویسنده : زیتا - ساعت ۳:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢٦
 

اين خانم عصبانی و با کلاس دوچرخه سوار المانی است که امروز برنده مدال نقره شده اگه برنز ميگرفت چکار ميکرد؟

 


 
 
 
نویسنده : زیتا - ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢٤
 

اه چه غمگين بود رژه بچه های ايران در المپيک يونان تنها با يک زن .

خدا کنه مدال های ما بيشتر از يکی باشه


 
 
 
نویسنده : زیتا - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢۳
 

چشمهايم را مي بندم,تو را ميبينم
با شنيدن صداي بوق ماشيني كه گويي عروس ميبرد,پله ها را يكي دو تا بالا ميروم.پرده كركره صورتي اتاقم را بسرعت بالا و بعد پايين مياورم,يعني كه در جايگاهم ايستاده ام و تو را ميپايم.
دركنار باجه تلفن به انتظار نوبت مي ايستي,و من از طبقه دوم خانه ام ترا سير
تماشا ميكنم.گاهگاه سر قشنگت را بلند ميكني وبه پنجره ام نگاه ميكني. 
زير لب زمزمه ميكنم:ميگم نيگا نكن همسايه ها ميفهمند:
اينبار به پنجره ام خيره نگاه ميكني و بي حركت مي ايستي.
آه,باز لج كرده اي ومن دوباره تسليم ميشوم,پرده را بالا ميزنم و بظاهر معصومانه به تماشاي خيابان مي ايستم.
ميدانم كه زير لب ميگويي:آخه من هم دوست دارم نيگات كنم:
چشمهايم را باز ميكنم,سالها فاصله را طي ميكنم,پر ميشوم از خاطره,از خاطره تو,اما تو كجايي؟دوست من.تو,كجايي؟


 
 
 
نویسنده : زیتا - ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢۳
 

ربکا لووس(يکی از دوست های ديويد بکهام)در مصاحبه ای مجانی با يک کانال تلويزيونی اسپانيائی(يک ماه پيش مبلغ ناچيز ۵۰۰۰۰۰ يورو از يک کانال انگليسی گرفته بود)گفت که bisexual است و از گفتنش خجالت نميکشد .بيچاره ويکتوريا ادامز (همسر بکهام )چقدر گشته تا يک لزبين پيدا کرده که شوهرش را تور نکنند طرف خوش اشتها  از اب در مياد                                                                                                                                

ديويد و ويکتوريا 

                                   ربکا لووس           

                           


 
 
 
نویسنده : زیتا - ساعت ٤:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢٢
 

ميگن مادونا تازگی ها خيلی مذهبی شده.قبل از هر کنسرت بايد در يک اتاق که اصلا هيچ سر وصدائی نداشته باشه يک ساعت تنها باشه و به خلسه ميره تا با خدا راز ونياز کنه البته اسمش را هم عوض کرده و حالا شده استر.حتی دين جديدی هم داره يعنی ديگه مسيحی نيست و نوعی يهودی است که تو هنر پيشه های امريکا مد شده.

 

Foto

 

خوب پول زياد داشتن اين چيز ها را هم داره که ادم از هم چيز خسته ميشه و دنبال تنوع هست حتی دين تازه يا اسم جديد.خدا نصيب نکنه يا بر عکس؟


 
 
 
نویسنده : زیتا - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٢۱
 

سلام طبق اخرين بررسی دانشگاهی در فلوريدا که در مجله nature به چاپ رسيده tiranosaurio (دينوسور گوشتحوار)

                                                Reproducción de un Tiranosaurio Rex. (El Mundo)

 تا ۱۴ سالگی روزی ۲ کيلو به وزنش اضافه ميشده(چاق ميشده) و بين ۱۴ تا ۱۸ سالگی به سن بلوغ می رسيده (۵۰۰ تا ۶۰۰ کيلو).

وقتی اينرا خواندم خدا را شکر کردم به ۲ دليل

۱-که اين دينوسوره با من همزمان نبوده چون يه لقمه چپم ميکرده.

۲-که من خودم دينوسور نيستم.چون برای ۵ کيلو لاغر شدن اين همه عذاب ميکشم ۵ تن را چه جوری بايد کنترل ميکردم.


 
 
 
نویسنده : زیتا - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/۱٦
 

سلام نميدونيد به چه جون کندنی اين نظرخواهی را درست کردم وچند ساعت اين چهارتا کلمه وقت گرفت تا بذارمش اينجا


 
 
 
نویسنده : زیتا - ساعت ٦:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٥/۱٦
 

سلام.چرا فکر ميکنيم محکم حرف زدن يعنی بد زبانی و بلند حرف زدن؟


 
 
 
نویسنده : زیتا - ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/۱٥
 

سلام,كسي هست به من بگه چرا ما آدما بخصوص خانمها اينقدر دوست داريم ادواج كنيم؟.خواهش ميكنم صميمانه جواب بدهيد .كسي كه شما را نميبينه كه بگه واي چه دختر بي حيايي,يا چه پسر بدجنسي .با اجازه شما من ميگم نظرم در باره ازدواج كردن چيه .حماقت محض .وفكر ميكنم خيلي بدتر از بردگي باشه,خواهش ميكنم اگر هنوز فرصت داريد زير بار ازدواج نرويد,شايد بگوييد طرف خودش خرما خورده ذيگران را منع ميكنه.قبول .به همين دليل كه ميدونم وتجربه دارم حرف ميزنم و اينكه اوه اگه عشق باشه ,گذشت باشه ,تفاهم باشه وساير اين قصه ها بخدا اشتباه است ,فكرش را بكنيد تا آخر عمر ادم بايد به كسي جواب پس بده(در مورد ما خانمها)يا توضيح بده( در مورد آقايان)كجا ميره ,كي مياد ,چرا اينجوري نگاه كرده وهزار چيز ديگه .خوب همين چيز ها را كه تو خونه مادري وپدري مان داشتيم (يا داريد)وبرامون سخت بود( يا هست)چطور با ميل خومان آنرا شديدتر ميكنيم دستكم پدرومادر هرگز مثل همسر احساس  نميكند كه صاحب توست و از جان ودل هر كاري ميكنه كه تو را خوشحال و راضي كنه آخه پس چه مرگمونه كه هدف بزرگمان در زندگي ازدواج كردن هست؟


 
 
 
نویسنده : زیتا - ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٥/۱٥
 

سلام,3روز پيش يك مجموعه تجاري درپاراگويه آتش سوزي ايجاد ميشه ,به چه دليل مهم نيست ,در همه جاي دنيا آتش سوزي پيش مياد.
در اين آتش سوزي تا حالا بيش از 500 نفر جانشان را از دست داده اند؟¡ و تعداد زيادي هم در بيمارستان بستري هستند,واين البته كه مهم است .چطور ممكنه در يك فروشگاه 500 نفر در وسط شهر بميرند؟چون صاحب محل  براي اينكه مردم از فرصت سو استفاده نكنند و مغازه ها را نچابند دستور داده در ها را ببندند و مردم نتوانستند فرار كنند و بيشترشان خفه شدند .
فكر ميكنيد امكان دارد اتفاقي شبيه به اين فاجعه در كشوري مثل ژاپن,آلمان,بلژيك
و امثال آن پيش بيايد؟ چرا تنها در جهان سوم  با يك زلزله 40 ميليون ودر يك سيل
هزار نفر ميميرند .نميدانم اول كشورها فقير ميشوندو بعد جان مردم آن كشور بي ارزش ميشود يا چون جان مردم كشوري ارزش ندارد آن كشور فقير وجهان سومي
ميشود. تنها ميدانم  رياست اين نوع كشور ها به عهده انسان هايي بي عرضه و
بي ارزش هست . تفاوت رييس كشوري مثل كانادا با رييس كشوري مثل سودان مانند تفاوت رييس دانشگاه هاروارد با رييس يك گروه مافيايي روس يا سيسيلي است .ناصر خسرو ميگه بر هر´مردمي  كسي حكومت ميكند كه لايقش هستند من ميگم هر  رييسي در اداره اي وزارتي ,كشوري  رياست ميكند كه لياقت آنرا دارد,همه كه لياقت ندارندبر كشوري مثل دانمارك  حكومت كنند  اول كشور را شبيه گنكو ميكنند تا بتوانند بر آن رياست كنند .شما چه ميگوييد


 
 
 
نویسنده : زیتا - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٥/۱٠
 

سلام,عمر شريف براي معرفي آخرين فيلمش بنام ابراهيم وگلهاي قران به اسپانيا آمده,تا كي بايد در انتظار ظهور يك ستاره ايراني با معروفيت جهاني در بازيگريي ياخوانندگي باشيم حتي پورتوريكو ريكي مارتين را داره

 

و كوبا گلوریا استفان را داره كه جايزه هاي بين المللي مثل گرامي ...را ميگيرند

 

و اين عمر شريف 75 ساله هم هنوز در دنياي هنر هفتم مطرح است و ما بدون نماينده مونديم ,فكرش را بكنيد در 75 سالگي هر روز سر ساعت بيدار بشي بري استوديو يك ساعت گريمت كنند وتا غروب به دستور كارگردان پايين بالا بري وحتما شبها هم بايد بره كازينو .ميگن هرشب در كازينو فرانسه بزيچ بازي ميكنه ويكبار چون در 1 دور رولت هزاران دلار باخته بود بدشانسي آن شب را با كتك زدن كارمند كازينو ازياد ميبره .

Omar Sharif The Ladykillers premiere Cannes Film Festival

 


 
 
 
نویسنده : زیتا - ساعت ۳:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٩
 

سلام.اگه خدا بخواد10 آگوست ميريم دريا جزاير قناري.براي اينكه مجبور نشم لباس جديدبخرم( چون لباسهاي سال پيش برام كوچك شده .نه اينكه من چاق شده باشم)روز دوشنبه خلاصه رفتم ژيمناستيك وشروع كردم به ورجه ورجك كردن,بعد از نيم ساعت ديگه با هر حركتي بايد 5 بار نفس ميكشيدم همه نيگام ميكردند مونيتور سالن بهم گفت روز اول خودت زياد خسته نكن
 گفتم آخه زياد وقت ندارم
---      چه روزي بليط داري
----        10 آگوست       
-----     چند تا دوشنبه قرار بوده بياي  تا اين دوشنبه ؟
-----      از اول ماه فوريه
-----      كمي آب بنوش و شروع كن .
من هم مثل بچه خوب بهر جون كندني بود تا آخر كلاس مقاومت كردم صد البته رژيم غذايي هم گرفتم ,حالا هم تمام استخوانهام درد ميكنه تازه كلاسها بر حسب سن طبقه بندي شده اگه در سالن زير 30 سال ميرفتم چي ميشد
حالا هر وقت وارد كلاس ميشم براي اينكه بخودم روحيه بدم اول همه خانمهايي راكه چيزي از سيدني كرافورد كم ندارم خوب ورانداز ميكنم وبعد شروع ميكنم
به ورزش .خدا كنه فكر نكنند من لزبي ,چيزي هستم.


 
 
 
نویسنده : زیتا - ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٥/٦
 

سلام,گاهي فكر ميكنم هرگز آدم بطور صد در صد حتي بعد 20 سال زندگي( در مورد من)نميتونه فرهنگ كشور ديگري را كه در آن بدنيا نيامده و  رشد نكرده.بفهمه,البته ميپذيره.
هميشه برام هضمش كمي سخت بود كه ميشنيدم چه پسر چه دختر در جمع دوستانه به هم فحش ميدهند,مثلا اگر در يك پارك پسري با شيطنت چيپس دوست پسر يا دختري را بردارد ,صاحب چيپس با شوخي يا جدي ميگه :اوه مادر ...ه چيپسمو بده يا ك..ي  و همه ميخندند
 چند روز پيش در ماجرايي مشابه يكي به ديگري گفت : مادر ج...  :ولي فوري  ازش عذرخواهي كرد,و كسي هم نخنديد. روز بعد ازش پرسيدم چي شد ديروز
از دوست تازه واردمون عذر خواهي كردي هنوز خيلي باهاش صميمي نشدي؟
گفت  به ¡ بچه محلمون بوده  ولي چون مادرش واقعا ج... است نبايد بهش گفت مادر ...